buncombes

[ایالات متحده]/ˈbʌŋkəmˌbiːz/
[بریتانیا]/ˈbʌŋkəmz/

ترجمه

n. گفتگوهای بیهوده؛ مزخرفات؛ چاپلوسی غیرصادقانه؛ (Buncombe) یک نام خانوادگی.

عبارات و ترکیب‌ها

buncombes of nonsense

مملو از پوچ‌گویی‌ها

pure buncombes

پوچ‌گویی محض

sheer buncombes

پوچ‌گویی محض

buncombes and balderdash

پوچ‌گویی و مزخرفات

buncombes abound

پوچ‌گویی فراوان است

no buncombes

هیچ پوچ‌گویی وجود ندارد

avoid buncombes

از پوچ‌گویی اجتناب کنید

buncombes everywhere

پوچ‌گویی همه جا وجود دارد

stop the buncombes

پوچ‌گویی را متوقف کنید

buncombes in politics

پوچ‌گویی در سیاست

جملات نمونه

his arguments were filled with buncombes and lacked substance.

استدلال‌های او مملو از مغمزه‌ها بود و فاقد اعتبار بود.

don't believe those buncombes; they are just rumors.

آن مغمزه‌ها را باور نکنید؛ آن‌ها فقط شایعه هستند.

she dismissed his buncombes as mere exaggerations.

او مغمزه‌های او را صرفاً اغراق‌گویی دانست.

the politician's speech was filled with buncombes to win votes.

سخنرانی سیاستمدار مملو از مغمزه‌ها بود تا رای کسب کند.

his buncombes about the project made it hard to trust him.

مغمزه‌های او درباره پروژه باعث شد به سختی به او اعتماد کرد.

people often spread buncombes without checking the facts.

افراد اغلب مغمزه‌ها را بدون بررسی حقایق منتشر می‌کنند.

she was tired of hearing buncombes from her colleagues.

او از شنیدن مغمزه‌ها از همکارانش خسته شده بود.

the article was criticized for its reliance on buncombes.

مقاله به دلیل تکیه بر مغمزه‌ها مورد انتقاد قرار گرفت.

his reputation suffered due to the buncombes circulating about him.

به دلیل مغمزه‌هایی که درباره او در گردش بودند، شهرت او آسیب دید.

we need to sift through the buncombes to find the truth.

ما باید از میان مغمزه‌ها عبور کنیم تا حقیقت را پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید