bunfights

[ایالات متحده]/ˈbʌnfaɪt/
[بریتانیا]/ˈbʌnfʌɪt/

ترجمه

n. یک گردهمایی یا رویداد پر سر و صدا و زنده، به ویژه یک رویداد اجتماعی؛ یک گردهمایی یا رویداد پر سر و صدا و زنده، که معمولاً با مهمانی‌ها یا رویدادهای اجتماعی همراه است؛ یک اصطلاح غیررسمی برای یک وضعیت آشفته یا به هم ریخته، که معمولاً شامل یک مبارزه یا رقابت است.

عبارات و ترکیب‌ها

bunfight night

شب درگیری نان

big bunfight

درگیری نان بزرگ

bunfight rules

قوانین درگیری نان

friendly bunfight

درگیری نان دوستانه

bunfight champion

قهرمان درگیری نان

annual bunfight

درگیری نان سالانه

bunfight event

رویداد درگیری نان

bunfight competition

مسابقه درگیری نان

bunfight tradition

آداب و رسوم درگیری نان

local bunfight

درگیری نان محلی

جملات نمونه

we organized a bunfight for the school charity.

ما یک مسابقه شیرینی برای کمک خیریه مدرسه ترتیب دادیم.

everyone brought food to the bunfight.

همه غذا برای مسابقه شیرینی آوردند.

the bunfight was a huge success.

مسابقه شیرینی یک موفقیت بزرگ بود.

don't forget to invite your friends to the bunfight.

فراموش نکنید که دوستان خود را به مسابقه شیرینی دعوت کنید.

we had a bunfight last weekend and it was fun.

ما آخر هفته گذشته یک مسابقه شیرینی داشتیم و خیلی سرگرم کننده بود.

the bunfight included games and contests.

مسابقه شیرینی شامل بازی ها و مسابقات بود.

she baked a cake for the bunfight.

او برای مسابقه شیرینی کیک پخت.

everyone enjoyed the bunfight atmosphere.

همه از فضای مسابقه شیرینی لذت بردند.

we raised a lot of money at the bunfight.

ما در مسابقه شیرینی پول زیادی جمع کردیم.

the bunfight brought the community together.

مسابقه شیرینی جامعه را کنار هم آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید