bunodont

[ایالات متحده]//ˈbjuːnədɒnt//
[بریتانیا]//ˈbuːnədɑːnt//

ترجمه

adj. دارای برجستگی‌های گرد در دندان‌ها، مناسب برای آسیاب کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

bunodont teeth

Persian_translation

bunodont molars

Persian_translation

bunodont dentition

Persian_translation

bunodont pattern

Persian_translation

bunodont morphology

Persian_translation

bunodont characteristics

Persian_translation

bunodont species

Persian_translation

bunodont mammals

Persian_translation

bunodont adaptation

Persian_translation

bunodont development

Persian_translation

جملات نمونه

bunodont teeth are characteristic of omnivorous mammals that consume both plants and animals.

دندان‌های بونودنت مشخصه پستانداران همه‌خوار هستند که هم گیاهان و هم حیوانات را مصرف می‌کنند.

the bunodont dentition of pigs allows them to process a varied diet effectively.

دندان‌گذاری بونودنت خوک‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهد تا رژیم غذایی متنوعی را به طور مؤثر پردازش کنند.

humans possess bunodont molars adapted for grinding both vegetable matter and meat.

انسان‌ها دارای دندان‌های آسیایی بونودنت هستند که برای آسیاب کردن هم مواد گیاهی و هم گوشت سازگار شده‌اند.

the evolutionary development of bunodont teeth represents an adaptation to diverse food sources.

تکامل دندان‌های بونودنت نشان‌دهنده سازگاری با منابع غذایی متنوع است.

comparative anatomy reveals that bunodont dental patterns differ significantly from carnivorous counterparts.

آناتومی مقایسه‌ای نشان می‌دهد که الگوهای دندانی بونودنت به طور قابل توجهی با همتایان گوشتخوار متفاوت است.

some primates exhibit bunodont features in their premolar and molar structures.

برخی از ح Primates دارای ویژگی‌های بونودنت در ساختارهای دندان پیشین و دندان آسیایی خود هستند.

the bunodont morphology of bear teeth reflects their omnivorous feeding habits.

مورفولوژی بونودنت دندان‌های خرس بازتابی از عادات غذایی همه‌خوار آن‌ها است.

dental studies have classified these specimens as having typical bunodont characteristics.

مطالعات دندانی این نمونه‌ها را به عنوان دارای ویژگی‌های معمول بونودنت طبقه‌بندی کرده‌اند.

the adaptation of bunodont dentition enabled certain species to exploit multiple food niches.

سازگاری دندان‌گذاری بونودنت به گونه‌های خاص اجازه داد تا از چندین جایگاه غذایی استفاده کنند.

fossil evidence suggests that bunodont teeth evolved multiple times across different mammalian lineages.

شواهد فسیلی نشان می‌دهد که دندان‌های بونودنت چندین بار در طول خطوط مختلف پستانداران تکامل یافته‌اند.

bunodont cusp patterns provide efficient grinding surfaces for tough plant materials.

الگوهای برآمدگی بونودنت سطوح سایشی کارآمدی را برای مواد گیاهی سخت فراهم می‌کنند.

the functional morphology of bunodont teeth supports their role in mechanical food processing.

مورفولوژی عملکردی دندان‌های بونودنت از نقش آن‌ها در فرآوری مکانیکی غذا پشتیبانی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید