chewing gum
آدامس
chewing food
غذا دادن
chewing slowly
جویدن به آرامی
chewing loudly
جویدن با صدای بلند
chewing tobacco
جویدن تنباکو
The dog was chewing a bone.
سگ استخوان میجوید.
he was chewing a mouthful of toast.
او یک لقمه نان تست میجوید.
chewing his overdone steak.
در حال جویدن استیک پخته شدهاش.
the tramp sat chewing a straw.
بدون سرپناه نشسته و یک نی میجوید.
the bikes were chewing up the paths.
دوچرخه ها مسیرها را از بین می بردند.
They sit around chewing the fat instead of working.
آنها به جای کار، دور هم جمع شده و چاقو میخورند.
If chewing grift,and rage,and many a cross,
اگر در حال جویدن کلاهبرداری، و خشم، و بسیاری از رنجها باشید،
small wild cud-chewing Andean animal similar to the guanaco but smaller;
حیوان وحشی کوچک آندین که به جویدن علف میپردازد و شبیه گواناکو است اما کوچکتر؛
Wisdom teeth are molers molars, or shoeing chewing teeth at the back of the mouth.
دندانهای عقل مولرها یا دندانهای جویدن کف پا در پشت دهان هستند.
Simple Application: How to distinguish the harmful characters of chewing mouthpart and sucking mouthparts?
کاربرد ساده: چگونه میتوان شخصیتهای مضر قطعات دهان جویدن و قطعات دهان مکیدن را تشخیص داد؟
Cheeks--Well developed chewing muscles, but not so much that "cheekiness" disturbs the rectangular head form.
گونهها - عضلات جویدن به خوبی توسعه یافتهاند، اما نه آنقدر که «بازیگوشی» شکل سر مستطیلی را مختل کند.
'Don't disillusion me, 'said Kath, chewing buttered toast more greedily than genteelly.
'من را ناامید نکنید،' کث گفت، در حالی که نان تست کره زده را بیشتر از آنچه شایسته بود، با حرص میجوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید