burdock

[ایالات متحده]/ˈbɜːrdɒk/
[بریتانیا]/ˈbɝːdɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه Arctium lappa و ریشه‌های خوراکی آن، که در پزشکی و آشپزی استفاده می‌شود.; نسل گیاهانی که گیاه خارشتر به آن تعلق دارد.; ریشه Arctium lappa، که به صورت دارویی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعburdocks

عبارات و ترکیب‌ها

burdock root

ریشه گزنه

burdock tea

چای گزنه

burdock oil

روغن گزنه

burdock extract

عصاره گزنه

burdock leaves

برگ‌های گزنه

burdock salad

سالاد گزنه

burdock benefits

فواید گزنه

burdock soup

سوپ گزنه

burdock powder

پودر گزنه

جملات نمونه

burdock is often used in traditional medicine.

بور dock اغلب در طب سنتی استفاده می شود.

i added burdock to my stir-fry for extra flavor.

من بور dock را به سرخ کرده خود برای طعم بیشتر اضافه کردم.

burdock root can be found in many health food stores.

ریشه بور dock را می توان در بسیاری از فروشگاه های مواد غذایی سالم یافت.

some people enjoy burdock tea for its health benefits.

برخی از افراد از چای بور dock به دلیل فواید سلامتی آن لذت می برند.

in japan, burdock is a popular ingredient in soups.

در ژاپن، بور dock یک ماده محبوب در سوپ ها است.

burdock leaves can be used to wrap food for cooking.

می توان از برگ های بور dock برای بستن غذا برای پخت و پز استفاده کرد.

growing burdock in your garden can attract beneficial insects.

کاشت بور dock در باغ شما می تواند حشرات مفید را جذب کند.

burdock is known for its detoxifying properties.

بور dock به دلیل خواص سم زدایی آن شناخته شده است.

some cultures use burdock as a natural remedy for skin issues.

برخی از فرهنگ ها از بور dock به عنوان یک درمان طبیعی برای مشکلات پوستی استفاده می کنند.

in herbal medicine, burdock is often combined with other herbs.

در طب گیاهی، بور dock اغلب با گیاهان دیگر ترکیب می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید