bureacracies

[ایالات متحده]/bjʊˈrɒkrəsɪz/
[بریتانیا]/bjʊˈrɑːkrəsɪz/

ترجمه

n. جمع bureau; یک سیستم حکومتی یا سازمانی که با فرآیندهای اداری زیاد و رسمیت‌های اضافی مشخص می‌شود

جملات نمونه

government bureaucracies often create unnecessary paperwork.

بюрокراسی‌های دولتی اغلب کاغذ کارهای لازم را ایجاد می‌کنند.

bureaucratic procedures can be frustrating for ordinary citizens.

فرآیندهای бюрокراسی می‌تواند برای شهروندان عادی خسته کننده باشد.

many businesses struggle with bureaucratic obstacles.

بسیاری از کسب و کارها با موانع бюрокراسی کار می‌کنند.

bureaucratic delays have slowed down the project significantly.

تاخیرهای бюрокراسی پروژه را به طور قابل توجهی کند کرده است.

the new regulations have added more bureaucratic red tape.

قوانین جدید بیشتر کاغذ کارهای бюрокراتیک را اضافه کرده است.

inefficient bureaucracies waste valuable resources and time.

بюрокراسی‌های غیرکارآمد منابع ارزشمند و زمان را هدر می‌دهند.

administrative bureaucracies must streamline their operations.

بюрокراسی‌های اداری باید فرآیندهای خود را ساده کنند.

federal bureaucracies implement various regulations.

بюрокراسی‌های اتحادیه ایالات مختلفی از قوانین را اجرایی می‌کنند.

complex bureaucracies confuse many first-time applicants.

بюрокراسی‌های پیچیده بسیاری از درخواست‌کنندگان اولین بار را گیج می‌کنند.

international bureaucracies coordinate global policies.

بюрокراسی‌های بین‌المللی سیاست‌های جهانی را هماهنگ می‌کنند.

local bureaucracies handle community matters.

بюрокراسی‌های محلی امور جامعه را مدیریت می‌کنند.

modern bureaucracies rely heavily on digital systems.

بюрокراسی‌های مدرن به طور چشمگیری به سیستم‌های دیجیتال وابسته هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید