grave burier
مقبرهکن
body burier
دفن کننده جسد
deep burier
دفن کننده عمیق
silent burier
دفن کننده خاموش
final burier
دفن کننده نهایی
dirt burier
دفن کننده خاک
quick burier
دفن کننده سریع
secret burier
دفن کننده مخفی
careful burier
دفن کننده مراقب
professional burier
دفن کننده حرفهای
the burier carefully placed the flowers on the grave.
دفن کننده با دقت گل ها را روی قبر قرار داد.
as a burier, he learned to respect the dead.
به عنوان یک دفن کننده، یاد گرفت که با مردگان احترام رفتار کند.
the burier worked silently, honoring the family's wishes.
دفن کننده به طور خاموش کار کرد و خواسته های خانواده را گرامی داشت.
being a burier requires a strong sense of duty.
دفن کردن به یک حس وظیفه قوی نیاز دارد.
the burier's job is often emotionally challenging.
کار دفن کننده اغلب چالش های احساسی دارد.
many burier traditions are passed down through generations.
رسوم دفن کنندگان بسیاری از طریق نسل ها به ارث می رسد.
the burier took great care in preparing the site.
دفن کننده در آماده سازی محل بسیار مراقب بود.
in some cultures, the burier is seen as a vital role.
در برخی فرهنگ ها، دفن کننده نقش حیاتی تلقی می شود.
the burier often shares stories about the deceased.
دفن کننده اغلب داستان هایی در مورد متوفی تعریف می کند.
after the service, the burier led the procession to the grave.
پس از مراسم، دفن کننده دسته عزاداری را به سمت قبر هدایت کرد.
grave burier
مقبرهکن
body burier
دفن کننده جسد
deep burier
دفن کننده عمیق
silent burier
دفن کننده خاموش
final burier
دفن کننده نهایی
dirt burier
دفن کننده خاک
quick burier
دفن کننده سریع
secret burier
دفن کننده مخفی
careful burier
دفن کننده مراقب
professional burier
دفن کننده حرفهای
the burier carefully placed the flowers on the grave.
دفن کننده با دقت گل ها را روی قبر قرار داد.
as a burier, he learned to respect the dead.
به عنوان یک دفن کننده، یاد گرفت که با مردگان احترام رفتار کند.
the burier worked silently, honoring the family's wishes.
دفن کننده به طور خاموش کار کرد و خواسته های خانواده را گرامی داشت.
being a burier requires a strong sense of duty.
دفن کردن به یک حس وظیفه قوی نیاز دارد.
the burier's job is often emotionally challenging.
کار دفن کننده اغلب چالش های احساسی دارد.
many burier traditions are passed down through generations.
رسوم دفن کنندگان بسیاری از طریق نسل ها به ارث می رسد.
the burier took great care in preparing the site.
دفن کننده در آماده سازی محل بسیار مراقب بود.
in some cultures, the burier is seen as a vital role.
در برخی فرهنگ ها، دفن کننده نقش حیاتی تلقی می شود.
the burier often shares stories about the deceased.
دفن کننده اغلب داستان هایی در مورد متوفی تعریف می کند.
after the service, the burier led the procession to the grave.
پس از مراسم، دفن کننده دسته عزاداری را به سمت قبر هدایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید