burier

[ایالات متحده]/ˈbjuːəriə(r)/
[بریتانیا]/ˈbʊriər/

ترجمه

n. کسی که چیزی را دفن می‌کند؛ شخصی که مراسم دفن را انجام می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

grave burier

مقبره‌کن

body burier

دفن کننده جسد

deep burier

دفن کننده عمیق

silent burier

دفن کننده خاموش

final burier

دفن کننده نهایی

dirt burier

دفن کننده خاک

quick burier

دفن کننده سریع

secret burier

دفن کننده مخفی

careful burier

دفن کننده مراقب

professional burier

دفن کننده حرفه‌ای

جملات نمونه

the burier carefully placed the flowers on the grave.

دفن کننده با دقت گل ها را روی قبر قرار داد.

as a burier, he learned to respect the dead.

به عنوان یک دفن کننده، یاد گرفت که با مردگان احترام رفتار کند.

the burier worked silently, honoring the family's wishes.

دفن کننده به طور خاموش کار کرد و خواسته های خانواده را گرامی داشت.

being a burier requires a strong sense of duty.

دفن کردن به یک حس وظیفه قوی نیاز دارد.

the burier's job is often emotionally challenging.

کار دفن کننده اغلب چالش های احساسی دارد.

many burier traditions are passed down through generations.

رسوم دفن کنندگان بسیاری از طریق نسل ها به ارث می رسد.

the burier took great care in preparing the site.

دفن کننده در آماده سازی محل بسیار مراقب بود.

in some cultures, the burier is seen as a vital role.

در برخی فرهنگ ها، دفن کننده نقش حیاتی تلقی می شود.

the burier often shares stories about the deceased.

دفن کننده اغلب داستان هایی در مورد متوفی تعریف می کند.

after the service, the burier led the procession to the grave.

پس از مراسم، دفن کننده دسته عزاداری را به سمت قبر هدایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید