burkas

[ایالات متحده]/ˈbɜːrkə/
[بریتانیا]/ˈbɜr.kə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشش بلند که توسط زنان مسلمان در مکان‌های عمومی پوشیده می‌شود و تمام بدن را به جز چشم‌ها می‌پوشاند.; یک پوشش بلند که تمام بدن را می‌پوشاند.

عبارات و ترکیب‌ها

wear a burka

پوشیدن بورکا

remove the burka

برداشتن بورکا

burka ban

ممنوعیت بورکا

traditional burka

بورکای سنتی

black burka

بورکای سیاه

burka fashion

مد بورکا

burka style

سبک بورکا

burka culture

فرهنگ بورکا

burka controversy

جنجال بورکا

burka rights

حقوق بورکا

جملات نمونه

she wore a burka during the ceremony.

او در طول مراسم یک برقع پوشید.

the burka is a symbol of cultural identity for many.

برقع برای بسیاری از افراد نماد هویت فرهنگی است.

in some countries, wearing a burka is mandatory.

در برخی کشورها، پوشیدن برقع اجباری است.

she felt comfortable and protected in her burka.

او در برقع خود احساس راحتی و محافظت کرد.

the burka covers the entire body except for the eyes.

برقع کل بدن را به جز چشم‌ها پوشش می‌دهد.

many women choose to wear a burka for personal reasons.

بسیاری از زنان به دلایل شخصی ترجیح می‌دهند برقع بپوشند.

debates about the burka often arise in multicultural societies.

بحث‌ها در مورد برقع اغلب در جوامع چندفرهنگی مطرح می‌شوند.

she accessorized her burka with beautiful jewelry.

او برقع خود را با جواهرات زیبا تزئین کرد.

some people misunderstand the significance of the burka.

برخی از افراد اهمیت برقع را اشتباه متوجه می‌شوند.

wearing a burka can be a choice of empowerment for some women.

پوشیدن برقع می‌تواند برای برخی از زنان یک انتخاب توانمندسازی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید