burnishes

[ایالات متحده]/ˈbɜːrnɪʃiz/
[بریتانیا]/ˈbɝnɪʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سطح فلزی را با مالیدن جلا دادن یا درخشان کردن؛ چیزی را با مالیدن درخشان یا صاف کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

burnishes reputation

تقویت شهرت

burnishes image

تقویت تصویر

burnishes skills

تقویت مهارت‌ها

burnishes surface

تقویت سطح

burnishes brand

تقویت برند

burnishes finish

تقویت پرداخت

burnishes talent

تقویت استعداد

burnishes presentation

تقویت ارائه

burnishes credentials

تقویت مدارک

burnishes profile

تقویت پروفایل

جملات نمونه

the artist burnishes the surface of the sculpture to create a smooth finish.

هنرمند سطح مجسمه را صیقل می‌دهد تا یک سطح صاف ایجاد کند.

he burnishes his resume to impress potential employers.

او رزومه خود را صیقل می‌دهد تا بر کارفرمایان بالقوه تأثیر بگذارد.

the goldsmith burnishes the metal to enhance its shine.

جواهرساز فلز را صیقل می‌دهد تا درخشندگی آن را افزایش دهد.

she burnishes her skills through constant practice.

او مهارت‌های خود را با تمرین مداوم صیقل می‌دهد.

the company burnishes its reputation by engaging in community service.

شرکت با مشارکت در خدمات اجتماعی، شهرت خود را صیقل می‌دهد.

he burnishes his public speaking abilities by attending workshops.

او با شرکت در کارگاه‌ها، توانایی‌های خود در سخنرانی عمومی را صیقل می‌دهد.

the chef burnishes the dish with a drizzle of olive oil.

سرآشپز غذا را با یک بار روغن زیتون صیقل می‌دهد.

the writer burnishes her prose to make it more engaging.

نویسنده نثر خود را صیقل می‌دهد تا جذاب‌تر شود.

he burnishes his golf game by practicing every weekend.

او با تمرین هر آخر هفته، بازی گلف خود را صیقل می‌دهد.

the team burnishes its strategy before the big match.

تیم قبل از مسابقه بزرگ، استراتژی خود را صیقل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید