text glosses
واژهنامهها
marginal glosses
واژهنامههای حاشیهای
interlinear glosses
واژهنامههای درون خطی
literal glosses
واژهنامههای تحتاللفظی
semantic glosses
واژهنامههای معنایی
explanatory glosses
واژهنامههای توضیحی
parenthetical glosses
واژهنامههای پرانتزی
editorial glosses
واژهنامههای تحریری
critical glosses
واژهنامههای انتقادی
descriptive glosses
واژهنامههای توصیفی
he glosses over the details in his report.
او جزئیات را در گزارش خود نادیده میگیرد.
she often glosses her opinions with humor.
او اغلب نظرات خود را با طنز بیان میکند.
the teacher glosses difficult words for the students.
معلم کلمات دشوار را برای دانشآموزان توضیح میدهد.
they gloss over their mistakes during the presentation.
آنها اشتباهات خود را در طول ارائه نادیده میگیرند.
he tends to gloss things that make him uncomfortable.
او معمولاً مسائلی را که او را ناراحت میکنند، نادیده میگیرد.
the author glosses the themes in her novel.
نویسنده موضوعات را در رمان خود توضیح میدهد.
she glosses over the challenges they faced.
او چالشهایی را که با آنها روبرو بودند نادیده میگیرد.
many people gloss over the importance of mental health.
بسیاری از مردم اهمیت سلامت روان را نادیده میگیرند.
he glosses his achievements to impress others.
او دستاوردهای خود را برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران بزرگنمایی میکند.
the editor glosses the text for clarity.
ویراستار متن را برای وضوح بررسی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید