glosses

[ایالات متحده]/ˈɡlɒsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡlɑːsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (پایان صفحه یا پایان کتاب) یادداشت‌ها؛ نرمی سطح؛ ظاهر کاذب؛ ماده برای براقیت
v. یادداشت‌گذاری کردن؛ پوشاندن (اشتباهات)؛ تزیین کردن؛ نادیده گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

text glosses

واژه‌نامه‌ها

marginal glosses

واژه‌نامه‌های حاشیه‌ای

interlinear glosses

واژه‌نامه‌های درون خطی

literal glosses

واژه‌نامه‌های تحت‌اللفظی

semantic glosses

واژه‌نامه‌های معنایی

explanatory glosses

واژه‌نامه‌های توضیحی

parenthetical glosses

واژه‌نامه‌های پرانتزی

editorial glosses

واژه‌نامه‌های تحریری

critical glosses

واژه‌نامه‌های انتقادی

descriptive glosses

واژه‌نامه‌های توصیفی

جملات نمونه

he glosses over the details in his report.

او جزئیات را در گزارش خود نادیده می‌گیرد.

she often glosses her opinions with humor.

او اغلب نظرات خود را با طنز بیان می‌کند.

the teacher glosses difficult words for the students.

معلم کلمات دشوار را برای دانش‌آموزان توضیح می‌دهد.

they gloss over their mistakes during the presentation.

آنها اشتباهات خود را در طول ارائه نادیده می‌گیرند.

he tends to gloss things that make him uncomfortable.

او معمولاً مسائلی را که او را ناراحت می‌کنند، نادیده می‌گیرد.

the author glosses the themes in her novel.

نویسنده موضوعات را در رمان خود توضیح می‌دهد.

she glosses over the challenges they faced.

او چالش‌هایی را که با آن‌ها روبرو بودند نادیده می‌گیرد.

many people gloss over the importance of mental health.

بسیاری از مردم اهمیت سلامت روان را نادیده می‌گیرند.

he glosses his achievements to impress others.

او دستاورد‌های خود را برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران بزرگ‌نمایی می‌کند.

the editor glosses the text for clarity.

ویراستار متن را برای وضوح بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید