burp

[ایالات متحده]/bɜːp/
[بریتانیا]/bɝp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. آروغ زدن
n. آروغ، آروغ زدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریburping
قسمت سوم فعلburped
جمعburps
شکل سوم شخص مفردburps
زمان گذشتهburped

جملات نمونه

The baby needed burping after every bottle.

نوزاد بعد از هر شیشه شیر نیاز به قنداق کردن داشت.

J. Random Hacker's response to this is likely to be “Right. Do you need burping and diapering, too?” followed by a punch of the delete key.

پاسخ احتمالی J. Random Hacker به این موضوع این است: «درست است. آیا شما هم نیاز به قنداق کردن و پوشک عوض کردن دارید؟» که با مشت زدن به کلید حذف دنبال می‌شود.

The only motor within hearing distance was a quaint old Rototiller owned by a local farmer.When the wind was right, its irregular burping noise would come to their ears faintly, like an uneasy spirit.

تنها موتوری که در دسترس بود یک روتوتیل قدیمی و زیبا متعلق به یک کشاورز محلی بود. وقتی باد درست می‌وزید، صدای نامنظم قنداق کردن آن به آرامی به گوششان می‌رسید، مانند ارواح پریشان.

The baby burped after drinking milk.

نوزاد بعد از نوشیدن شیر قنداق کرد.

She couldn't help but burp loudly after the fizzy drink.

او نتوانست جلوی قنداق کردن بلند بعد از نوشیدنی گازدار را بگیرد.

It's impolite to burp at the dinner table.

قنداق کردن در سر میز غذا نامناسب است.

He let out a loud burp after finishing his meal.

او بعد از اتمام غذا قنداق بلند کرد.

The carbonated drink made him burp uncontrollably.

نوشیدنی گازدار باعث شد او به طور غیرقابل کنترلی قنداق کند.

She covered her mouth to muffle the burp.

او دهان خود را پوشاند تا صدای قنداق را خفه کند.

The baby's burp smelled like the formula milk.

صدای قنداق نوزاد بوی شیر خشک می‌داد.

He tried to discreetly burp without anyone noticing.

او سعی کرد بدون اینکه کسی متوجه شود، به طور مخفیانه قنداق کند.

The comedian's burp joke got a big laugh from the audience.

جک قنداق کمدین باعث خنده زیاد تماشاچیان شد.

She felt embarrassed after accidentally letting out a loud burp.

او بعد از قنداق بلند ناخواسته احساس شرمندگی کرد.

نمونه‌های واقعی

So how can you reduce these methane burps?

چگونه می توان این فوران های متان را کاهش داد؟

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Ay, and now I have the nervous burps!

وای، حالا دچار فوران های متان عصبی شدم!

منبع: Modern Family - Season 04

Come on. The constant fussing, eating, pooping, burping, drooling.

بیا. به هم زدن، خوردن، مدفوع کردن، فوران کردن، آب دهان، همه اینها.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

Philip? Or, Phil? See? Nothing. Not even a burp.

فیلیپ؟ یا، فیل؟ ببین؟ هیچ چیز نیست. حتی یک فوران هم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Methane is then released into the air when the cow burps.

متان سپس در هوا آزاد می شود وقتی گاو فوران می کند.

منبع: WIL Life Revelation

One hundred million years ago, the Moon was still erupting volcanic burps.

در صد میلیون سال پیش، ماه هنوز در حال فوران های آتشفشانی بود.

منبع: If there is a if.

One of the graduate students I work with, Breanna Roque, trapped their methane burps.

یکی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی که با آنها کار می کنم، بریانا روکه، فوران های متان آنها را به دام انداخت.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It also allows me to control the amount of garlic, which gives me the burps.

همچنین به من این امکان را می دهد تا میزان سیر را کنترل کنم که باعث فوران می شود.

منبع: Young Sheldon - Season 1

Oh my God, it's like eating a burp out of a frat boy's mouth.

خدای من، مثل خوردن یک فوران از دهان یک پسر دانشگاهی است.

منبع: Lost Girl Season 05

Okay, baby, now you need to burp.

باشه عزیزم، حالا باید فوران کنی.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید