burpers

[ایالات متحده]/ˈbɜːrpər/
[بریتانیا]/ˈbɝːpər/

ترجمه

n. فردی که یا چیزی که به طور مکرر آروغ می‌زند.

عبارات و ترکیب‌ها

happy burper

گازپر خوشحال

noisy burper

گازپر پر سر و صدا

little burper

گازپر کوچک

big burper

گازپر بزرگ

burper baby

نوزاد گازپر

burper alert

هشدار گازپر

burper sound

صدای گازپر

burper club

باشگاه گازپر

burper contest

مسابقه گازپر

burper time

زمان گازپر

جملات نمونه

the baby is a frequent burper after feeding.

نوزاد بعد از شیر خوردن اغلب زیاد کس می‌کند.

he is known as the loudest burper in the group.

او به عنوان پر کس‌ترین فرد در گروه شناخته می‌شود.

after the soda, she became quite the burper.

بعد از نوشابه، او به یک کس‌کننده تبدیل شد.

burpers often make everyone laugh at the table.

کس‌کنندگان اغلب باعث می‌شوند همه در سر میز بخندند.

he has a talent for being a burper at parties.

او استعداد کس کردن در مهمانی‌ها را دارد.

some people are embarrassed to be a burper.

برخی از افراد از کس کردن خجالت می‌کشند.

she jokingly challenged him to a burper contest.

او به شوخی او را به مسابقه کس کردن دعوت کرد.

his burper skills are unmatched among his friends.

مهارت‌های کس کردن او در بین دوستانش بی‌نظیر است.

everyone cheered when he became the ultimate burper.

وقتی او به کس‌کننده نهایی تبدیل شد، همه تشویق کردند.

being a burper can sometimes be a party trick.

کس کردن گاهی اوقات می‌تواند یک شعبده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید