the dentist recommended a gas-retainer to help stabilize my jaw.
دندانپزشک یک دستگاه نگهدارنده گاز را توصیه کرد تا چانه من را پایدار کند.
she wore a clear gas-retainer to avoid drawing attention to it.
او یک دستگاه نگهدارنده گاز شفاف را به منظور جلوگیری از جلب توجه به آن پوشید.
regular cleaning of the gas-retainer is essential for good oral hygiene.
پاک کردن منظم دستگاه نگهدارنده گاز برای بهداشت دهان خوب ضروری است.
he adjusted his gas-retainer before speaking to ensure clear enunciation.
او قبل از صحبت کردن دستگاه نگهدارنده گاز خود را تنظیم کرد تا تلفظ واضحی داشته باشد.
the orthodontist fitted him with a custom-made gas-retainer.
تقویمبند با یک دستگاه نگهدارنده گاز سفارشی برای او تنظیم کرد.
my gas-retainer felt uncomfortable at first, but i got used to it.
دستگاه نگهدارنده گاز من در ابتدا ناگهانی بود، اما من به آن عادت کردم.
she diligently wore her gas-retainer as instructed by the orthodontist.
او با دقت دستگاه نگهدارنده گاز خود را به دستور تقویمبند پوشید.
the gas-retainer helped correct his overbite and improve his smile.
دستگاه نگهدارنده گاز کمک کرد تا افتادگی دندانهای او را اصلاح و لبخند او را بهبود بخشد.
he lost his gas-retainer while swimming and had to get a new one.
او در حین شنا دستگاه نگهدارنده گاز خود را از دست داد و مجبور شد یکی جدید بگیرد.
the dentist explained the importance of wearing the gas-retainer nightly.
دندانپزشک اهمیت پوشیدن دستگاه نگهدارنده گاز در طول شب را توضیح داد.
she cleaned her gas-retainer with a special orthodontic brush.
او دستگاه نگهدارنده گاز خود را با یک فرش تقویمبند ویژه پاک کرد.
the dentist recommended a gas-retainer to help stabilize my jaw.
دندانپزشک یک دستگاه نگهدارنده گاز را توصیه کرد تا چانه من را پایدار کند.
she wore a clear gas-retainer to avoid drawing attention to it.
او یک دستگاه نگهدارنده گاز شفاف را به منظور جلوگیری از جلب توجه به آن پوشید.
regular cleaning of the gas-retainer is essential for good oral hygiene.
پاک کردن منظم دستگاه نگهدارنده گاز برای بهداشت دهان خوب ضروری است.
he adjusted his gas-retainer before speaking to ensure clear enunciation.
او قبل از صحبت کردن دستگاه نگهدارنده گاز خود را تنظیم کرد تا تلفظ واضحی داشته باشد.
the orthodontist fitted him with a custom-made gas-retainer.
تقویمبند با یک دستگاه نگهدارنده گاز سفارشی برای او تنظیم کرد.
my gas-retainer felt uncomfortable at first, but i got used to it.
دستگاه نگهدارنده گاز من در ابتدا ناگهانی بود، اما من به آن عادت کردم.
she diligently wore her gas-retainer as instructed by the orthodontist.
او با دقت دستگاه نگهدارنده گاز خود را به دستور تقویمبند پوشید.
the gas-retainer helped correct his overbite and improve his smile.
دستگاه نگهدارنده گاز کمک کرد تا افتادگی دندانهای او را اصلاح و لبخند او را بهبود بخشد.
he lost his gas-retainer while swimming and had to get a new one.
او در حین شنا دستگاه نگهدارنده گاز خود را از دست داد و مجبور شد یکی جدید بگیرد.
the dentist explained the importance of wearing the gas-retainer nightly.
دندانپزشک اهمیت پوشیدن دستگاه نگهدارنده گاز در طول شب را توضیح داد.
she cleaned her gas-retainer with a special orthodontic brush.
او دستگاه نگهدارنده گاز خود را با یک فرش تقویمبند ویژه پاک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید