burring

[ایالات متحده]/ˈbɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل سمباده زدن، برداشتن لبه‌های اضافی یا زبر از یک سطح؛ ایجاد لبه‌های اضافی یا زبر بر روی یک سطح.

عبارات و ترکیب‌ها

burring tool

ابزار برینگ

burring process

فرآیند برینگ

burring machine

ماشین برینگ

burring edge

لبه برینگ

burring operation

عملیات برینگ

burring method

روش برینگ

burring bits

میخک‌های برینگ

burring effects

اثرات برینگ

burring techniques

تکنیک‌های برینگ

burring operations

عملیات‌های برینگ

جملات نمونه

the burring of the engine was quite loud.

صدای وزوزی موتور بسیار بلند بود.

she heard the burring sound from the machine.

او صدای وزوزی را از دستگاه شنید.

the burring noise kept me awake all night.

صدای وزوز تمام شب مرا بیدار نگه داشت.

he noticed a burring sensation in his ear.

او یک حس وز وز در گوشش احساس کرد.

the burring of the bees filled the garden.

صدای وزوز زنبورها باغ را پر کرد.

she felt a burring in her stomach after eating.

او بعد از غذا خوردن یک حس وز وز در معده‌اش احساس کرد.

the burring sound of the mixer was annoying.

صدای وزوزی مخلوط کن آزاردهنده بود.

the burring of the wind through the trees was soothing.

صدای وزوز باد در میان درختان آرامش بخش بود.

he tried to ignore the burring noise outside.

او سعی کرد صدای وزوز بیرون را نادیده بگیرد.

the burring of the cicadas signaled summer.

صدای وزوز سیکاها نشان دهنده تابستان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید