burs

[ایالات متحده]/bɜːrz/
[بریتانیا]/bərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع burs؛ میوه یا غلاف دانه کوچک و تیغ‌دار؛ ابزاری دندانی که برای حذف پوسیدگی یا مواد اضافی از دندان‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

burs removal

جراحی برداشتن بورس

burs treatment

درمان بورس

burs infection

عفونت بورس

burs surgery

جراحی بورس

burs pain

درد بورس

burs swelling

تورم بورس

burs fluid

خونریزی بورس

burs diagnosis

تشخیص بورس

burs inflammation

التهاب بورس

burs support

حمایت از بورس

جملات نمونه

the burs of the plant stuck to my clothes.

خاره‌های گیاه به لباس من چسبید.

she carefully removed the burs from her dog's fur.

او با دقت خاره‌ها را از پشم سگش جدا کرد.

we found burs in the field after our hike.

ما بعد از پیاده‌روی خود، خاره‌ها را در مزرعه پیدا کردیم.

children often collect burs while playing outside.

کودکان اغلب در حین بازی در فضای باز، خاره‌ها را جمع می‌کنند.

the burs can be quite annoying when they get stuck.

خاره‌ها می‌توانند بسیار آزاردهنده باشند وقتی گیر می‌کنند.

he used a comb to get rid of the burs in his hair.

او از یک شانه برای خلاص شدن از شر خاره‌ها در موهایش استفاده کرد.

some burs are known for their seed dispersal mechanism.

برخی از خاره‌ها به دلیل مکانیسم پراکندگی بذر خود شناخته شده‌اند.

she wore gloves to protect her hands from burs.

او دستکش پوشید تا دست‌هایش را از خاره‌ها محافظت کند.

the burs can cling to anything that brushes against them.

خاره‌ها می‌توانند به هر چیزی که به آنها برخورد کند بچسبند.

after the hike, we checked our clothes for burs.

بعد از پیاده‌روی، لباس‌های خود را برای پیدا کردن خاره‌ها بررسی کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید