burthens

[ایالات متحده]/ˈbɜːrðənz/
[بریتانیا]/ˈbɝːðənz/

ترجمه

n. مقدار چیزی که حمل یا پشتیبانی می‌شود، به ویژه یک بار سنگین
v. باعث شدن که کسی مسئولیت‌ها یا نگرانی‌های زیادی داشته باشد

عبارات و ترکیب‌ها

heavy burthens

بار سنگین

shared burthens

بار مشترک

personal burthens

بار شخصی

emotional burthens

بار عاطفی

financial burthens

بار مالی

social burthens

بار اجتماعی

work burthens

بار کاری

mental burthens

بار ذهنی

family burthens

بار خانوادگی

physical burthens

بار فیزیکی

جملات نمونه

she felt the burthens of her responsibilities weighing her down.

او احساس کرد که بار مسئولیت‌هایش او را تحت فشار قرار می‌دهد.

he tried to share the burthens of his family with his friends.

او سعی کرد بار خانواده‌اش را با دوستانش تقسیم کند.

the burthens of daily life can be overwhelming at times.

بار زندگی روزمره گاهی اوقات می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

they worked together to lighten each other's burthens.

آنها با هم همکاری کردند تا بار یکدیگر را کم کنند.

finding ways to manage burthens is essential for mental health.

یافتن راه‌هایی برای مدیریت بارها برای سلامت روان ضروری است.

he often spoke about the burthens of leadership.

او اغلب در مورد بار رهبری صحبت می‌کرد.

she felt the emotional burthens after the loss of her pet.

او پس از از دست دادن حیوان خانگی خود احساس بار عاطفی کرد.

they sought help to bear their financial burthens.

آنها به دنبال کمک برای تحمل بار مالی خود بودند.

understanding each other's burthens can strengthen relationships.

درک بار یکدیگر می‌تواند روابط را تقویت کند.

he carried the burthens of guilt for years.

او سال‌ها بار گناه را به دوش می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید