bushels

[ایالات متحده]/ˈbʌʃəlz/
[بریتانیا]/ˈbʊʃəlˌz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد حجم خشک برابر با 8 گالن، که برای اندازه‌گیری غلات و سایر کالاهای عمده استفاده می‌شود. این واحد معمولاً در ایالات متحده به عنوان واحد اندازه‌گیری محصولات کشاورزی مانند ذرت، گندم و سویا استفاده می‌شود. ; مقدار یا حجم زیادی از چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

bushels of grain

سهم‌های گندم

bushels of apples

سهم‌های سیب

bushels of corn

سهم‌های ذرت

bushels of wheat

سهم‌های گندم

bushels of potatoes

سهم‌های سیب‌زمینی

bushels of tomatoes

سهم‌های گوجه فرنگی

bushels of beans

سهم‌های لوبیا

bushels of berries

سهم‌های توت

bushels of rice

سهم‌های برنج

bushels of peaches

سهم‌های هلو

جملات نمونه

they harvested bushels of apples this year.

آنها امسال مشتی سیب برداشتند.

she bought bushels of corn from the market.

او مشتی ذرت از بازار خرید.

the farmer filled the barn with bushels of wheat.

کشاورز انبار را با مشتی گندم پر کرد.

we need bushels of tomatoes for the sauce.

ما برای سس به مشتی گوجه فرنگی نیاز داریم.

last season, they sold bushels of strawberries.

فصل گذشته، آنها مشتی توت فرنگی فروختند.

he collected bushels of nuts from the trees.

او مشتی آجیل از درختان جمع کرد.

bushels of pumpkins were displayed at the fair.

مشت‌هایی کدو تنبل در نمایشگاه به نمایش گذاشته شد.

they donated bushels of food to the shelter.

آنها مشتی غذا را به پناهگاه اهدا کردند.

after the harvest, we had bushels of potatoes.

بعد از برداشت، ما مشتی سیب زمینی داشتیم.

she canned bushels of peaches for the winter.

او مشتی هلو را برای زمستان در نظر گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید