bushman

[ایالات متحده]/'buʃmən/
[بریتانیا]/ˈbʊʃmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن مناطق بوته‌زار استرالیا یا مناطق دور افتاده.
Word Forms
جمعbushmen

جملات نمونه

The bushman skillfully navigated through the dense forest.

آدم جنگلی به طرز ماهرانه ای از میان جنگل انبوه عبور کرد.

The bushman demonstrated various survival techniques in the wilderness.

آدم جنگلی تکنیک های مختلف بقا را در طبیعت نشان داد.

The bushman relied on traditional knowledge to hunt for food.

آدم جنگلی برای یافتن غذا به دانش سنتی متکی بود.

The bushman's expertise in tracking animals was impressive.

مهارت آدم جنگلی در ردیابی حیوانات بسیار چشمگیر بود.

The bushman shared stories of his ancestors living off the land.

آدم جنگلی داستان های نیاکانش که از راه امرار معاش می کردند را به اشتراک گذاشت.

The bushman's deep connection to nature was evident in his actions.

ارتباط عمیق آدم جنگلی با طبیعت در اعمالش آشکار بود.

The bushman's knowledge of medicinal plants was extensive.

دانش آدم جنگلی در مورد گیاهان دارویی گسترده بود.

The bushman's hunting skills were honed over many years.

مهارت های شکار آدم جنگلی در طول سال ها تقویت شده بود.

The bushman's survival instincts kicked in when faced with danger.

غریزه بقای آدم جنگلی زمانی که با خطر روبرو شد فعال شد.

The bushman's lifestyle was simple yet fulfilling.

سبک زندگی آدم جنگلی ساده اما رضایت بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید