| جمع | busloads |
arrive by busload
رسیدن با اتوبوس
If I told people that a gangbanger was going to get shot, or a busload of soldiers was going to get blown up, nobody would panic.
اگر به مردم میگفتم که یک گانگستر مورد اصابت گلوله قرار میگیرد یا یک اتوبار مملو از سربازها منفجر میشوند، هیچکس وحشت نمیکرد.
A busload of tourists arrived at the museum.
یک اتوبار مملو از گردشگران به موزه رسید.
The company organized a busload of employees to attend the conference.
شرکت یک اتوبار مملو از کارمندان را برای شرکت در کنفرانس سازماندهی کرد.
The school took a busload of students on a field trip to the zoo.
مدرسه یک اتوبار مملو از دانشآموزان را در یک سفر میدانی به باغ وحش برد.
They needed a busload of volunteers for the charity event.
آنها به یک اتوبار مملو از داوطلبان برای رویداد خیریه نیاز داشتند.
The church organized a busload of parishioners to visit the pilgrimage site.
کلیسای یک اتوبار مملو از پیروان را برای بازدید از مکان زیارتی سازماندهی کرد.
A busload of fans cheered as the team arrived at the stadium.
یک اتوبار مملو از طرفداران با ورود تیم به استادیوم تشویق کردند.
The theater arranged a busload of actors to perform at the festival.
تئاتر یک اتوبار مملو از بازیگران را برای اجرا در جشنواره ترتیب داد.
The resort welcomed a busload of guests for the weekend getaway.
استراحتگاه از یک اتوبار مملو از مهمانان برای تعطیلات آخر هفته استقبال کرد.
The political rally attracted a busload of supporters from all over the country.
گردهمایی سیاسی یک اتوبار مملو از حامیان از سراسر کشور را به خود جذب کرد.
The museum offered a discount for a busload of visitors.
موزه برای یک اتوبار مملو از بازدیدکنندگان تخفیف ارائه کرد.
arrive by busload
رسیدن با اتوبوس
If I told people that a gangbanger was going to get shot, or a busload of soldiers was going to get blown up, nobody would panic.
اگر به مردم میگفتم که یک گانگستر مورد اصابت گلوله قرار میگیرد یا یک اتوبار مملو از سربازها منفجر میشوند، هیچکس وحشت نمیکرد.
A busload of tourists arrived at the museum.
یک اتوبار مملو از گردشگران به موزه رسید.
The company organized a busload of employees to attend the conference.
شرکت یک اتوبار مملو از کارمندان را برای شرکت در کنفرانس سازماندهی کرد.
The school took a busload of students on a field trip to the zoo.
مدرسه یک اتوبار مملو از دانشآموزان را در یک سفر میدانی به باغ وحش برد.
They needed a busload of volunteers for the charity event.
آنها به یک اتوبار مملو از داوطلبان برای رویداد خیریه نیاز داشتند.
The church organized a busload of parishioners to visit the pilgrimage site.
کلیسای یک اتوبار مملو از پیروان را برای بازدید از مکان زیارتی سازماندهی کرد.
A busload of fans cheered as the team arrived at the stadium.
یک اتوبار مملو از طرفداران با ورود تیم به استادیوم تشویق کردند.
The theater arranged a busload of actors to perform at the festival.
تئاتر یک اتوبار مملو از بازیگران را برای اجرا در جشنواره ترتیب داد.
The resort welcomed a busload of guests for the weekend getaway.
استراحتگاه از یک اتوبار مملو از مهمانان برای تعطیلات آخر هفته استقبال کرد.
The political rally attracted a busload of supporters from all over the country.
گردهمایی سیاسی یک اتوبار مملو از حامیان از سراسر کشور را به خود جذب کرد.
The museum offered a discount for a busload of visitors.
موزه برای یک اتوبار مملو از بازدیدکنندگان تخفیف ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید