busser

[ایالات متحده]/ˈbʌs.ər/
[بریتانیا]/ˈbʌs.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که شغلش پاک کردن و تمیز کردن میزها در یک رستوران است.

عبارات و ترکیب‌ها

head busser

مدیر متصدی

busser job

شغل متصدی

busser duties

وظایف متصدی

busser position

موقعیت متصدی

busser skills

مهارت‌های متصدی

busser training

آموزش متصدی

busser experience

تجربه متصدی

busser role

نقش متصدی

busser team

تیم متصدی

busser responsibilities

مسئولیت‌های متصدی

جملات نمونه

the busser cleared the table quickly after the guests left.

خدمتکار سریعاً پس از خروج مهمانان میز را تمیز کرد.

as a busser, it’s important to work well with the waitstaff.

به عنوان یک خدمتکار، مهم است که به خوبی با کارکنان پذیرایی کار کنید.

the busser filled the water glasses before the meal started.

خدمتکار قبل از شروع غذا لیوان‌های آب را پر کرد.

many restaurants rely on a busser to maintain cleanliness.

بسیاری از رستوران‌ها به یک خدمتکار برای حفظ نظافت متکی هستند.

the busser helped set up the dining area for the evening shift.

خدمتکار به آماده‌سازی فضای غذاخوری برای شیفت شب کمک کرد.

training a new busser can take some time.

آموزش یک خدمتکار جدید ممکن است مدتی طول بکشد.

the busser noticed a spill and cleaned it up right away.

خدمتکار متوجه ریزش شد و بلافاصله آن را تمیز کرد.

working as a busser can be a good first job in the restaurant industry.

کار کردن به عنوان یک خدمتکار می‌تواند یک شغل اول خوب در صنعت رستوران باشد.

a busser often works behind the scenes to support the front of house.

یک خدمتکار اغلب پشت صحنه برای حمایت از قسمت جلویی کار می‌کند.

the busser was praised for his hard work and dedication.

خدمتکار به خاطر تلاش و تعهدش مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید