bustiness

[ایالات متحده]/ˈbʌstɪnəs/
[بریتانیا]/ˈbʌstɪnəs/

ترجمه

n. ویژگی سینه بزرگ بودن

عبارات و ترکیب‌ها

bustiness factor

عامل تجارت

bustiness ratio

نسبت تجارت

bustiness level

سطح تجارت

bustiness style

سبک تجارت

bustiness appeal

جذابیت تجارت

bustiness trend

روند تجارت

bustiness measurement

اندازه گیری تجارت

bustiness enhancement

بهبود تجارت

bustiness design

طراحی تجارت

bustiness culture

فرهنگ تجارت

جملات نمونه

the bustiness of the city attracts many tourists.

مشاغل شهر بسیاری از گردشگران را جذب می کند.

her bustiness made her stand out in the crowd.

مشاغل او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

they commented on the bustiness of the market during peak hours.

آنها در ساعات اوج، در مورد رونق بازار نظر دادند.

the bustiness of the festival created a lively atmosphere.

رونق جشنواره فضایی پر جنب و جوش ایجاد کرد.

she appreciated the bustiness of the restaurant during dinner time.

او در زمان شام، از رونق رستوران قدردانی کرد.

his bustiness in the business world is well-known.

فعالیت او در دنیای تجارت به خوبی شناخته شده است.

the bustiness of the event overwhelmed the organizers.

رونق رویداد، برگزارکنندگان را تحت فشار قرار داد.

in the summer, the bustiness of the beach attracts crowds.

در تابستان، رونق ساحل جمعیت زیادی را جذب می کند.

she enjoyed the bustiness of the city life.

او از رونق زندگی شهری لذت برد.

the bustiness of the shopping mall is a weekend favorite.

رونق مرکز خرید یک مورد علاقه آخر هفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید