bustled about
در هم و برهم
bustled around
در هم و برهم
bustled in
وارد شدند
bustled out
خارج شدند
bustled through
از میان عبور کردند
bustled with
پر بود از
bustled past
کنار رفتند
bustled into
وارد شدند
bustled away
دور شدند
bustled together
در کنار هم بودند
the market bustled with activity as vendors sold their goods.
بازار مملو از فعالیت بود زیرا فروشندگان کالاهای خود را میفروختند.
children bustled around the playground, laughing and playing.
کودکان در حالی که میخندیدند و بازی میکردند، در اطراف زمین بازی جنب و جوش داشتند.
the city bustled with tourists during the summer festival.
در طول جشنواره تابستانی، شهر مملو از گردشگران بود.
as the deadline approached, the office bustled with workers.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، دفتر مملو از کارمندان بود.
the kitchen bustled as chefs prepared for the dinner rush.
همانطور که سرآشپزها برای ساعات شلوغ شام آماده میشدند، آشپزخانه مملو از جنب و جوش بود.
during the parade, the streets bustled with excited spectators.
در طول رژه، خیابانها مملو از تماشچیان هیجانزده بود.
on weekends, the mall bustled with shoppers looking for deals.
در آخر هفتهها، مرکز خرید مملو از خریدارانی بود که به دنبال معاملات بودند.
the classroom bustled with students discussing their projects.
کلاس درس مملو از دانش آموزانی بود که در مورد پروژههای خود صحبت میکردند.
the festival bustled with music, food, and laughter.
جشنواره مملو از موسیقی، غذا و خنده بود.
the train station bustled with travelers catching their trains.
ایستگاه قطار مملو از مسافرانی بود که در حال سوار شدن به قطارهای خود بودند.
bustled about
در هم و برهم
bustled around
در هم و برهم
bustled in
وارد شدند
bustled out
خارج شدند
bustled through
از میان عبور کردند
bustled with
پر بود از
bustled past
کنار رفتند
bustled into
وارد شدند
bustled away
دور شدند
bustled together
در کنار هم بودند
the market bustled with activity as vendors sold their goods.
بازار مملو از فعالیت بود زیرا فروشندگان کالاهای خود را میفروختند.
children bustled around the playground, laughing and playing.
کودکان در حالی که میخندیدند و بازی میکردند، در اطراف زمین بازی جنب و جوش داشتند.
the city bustled with tourists during the summer festival.
در طول جشنواره تابستانی، شهر مملو از گردشگران بود.
as the deadline approached, the office bustled with workers.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، دفتر مملو از کارمندان بود.
the kitchen bustled as chefs prepared for the dinner rush.
همانطور که سرآشپزها برای ساعات شلوغ شام آماده میشدند، آشپزخانه مملو از جنب و جوش بود.
during the parade, the streets bustled with excited spectators.
در طول رژه، خیابانها مملو از تماشچیان هیجانزده بود.
on weekends, the mall bustled with shoppers looking for deals.
در آخر هفتهها، مرکز خرید مملو از خریدارانی بود که به دنبال معاملات بودند.
the classroom bustled with students discussing their projects.
کلاس درس مملو از دانش آموزانی بود که در مورد پروژههای خود صحبت میکردند.
the festival bustled with music, food, and laughter.
جشنواره مملو از موسیقی، غذا و خنده بود.
the train station bustled with travelers catching their trains.
ایستگاه قطار مملو از مسافرانی بود که در حال سوار شدن به قطارهای خود بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید