idled away
بیحرکت گذشت
idled time
زمان بیحرکت
idled engine
موتور بیحرکت
idled hours
ساعتهای بیحرکت
idled moments
لحظات بیحرکت
idled away time
زمانی که بیحرکت گذشت
idled machines
ماشینآلات بیحرکت
idled workers
کارگران بیحرکت
idled resources
منابع بیحرکت
idled vehicles
وسایل نقلیه بیحرکت
the machine idled while waiting for the operator.
ماشین در حالی که منتظر اپراتور بود، از کار افتاد.
he idled away the afternoon watching tv.
او بعد از ظهر را با تماشای تلویزیون به بطالت گذراند.
the car engine idled quietly in the driveway.
موتور ماشین به آرامی در حیاط پارکینگ از کار افتاده بود.
they idled their time away at the park.
آنها وقت خود را در پارک به بطالت گذراندند.
he often idled during his breaks at work.
او اغلب در زمان استراحت در محل کار به بطالت میپرداخت.
the boat idled on the calm water.
قایق روی آب آرام بیحرکت بود.
after finishing his homework, he idled for a while.
بعد از انجام تکالیفش، او مدتی به بطالت گذراند.
she watched the world go by as she idled at the café.
او با تماشای دنیایی که میگذشت، در کافه به بطالت نشست.
he prefers to idle rather than rush through tasks.
او ترجیح میدهد به جای عجله در انجام کارها، به بطالت بپردازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید