idled

[ایالات متحده]/ˈaɪ.dld/
[بریتانیا]/ˈaɪ.dld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. وقت را صرف انجام ندادن چیزی کردن؛ بدون درگیر شدن در فعالیت تولیدی دویدن؛ در حالت بی‌تحرکی بودن؛ بدون خاموش شدن باقی ماندن

عبارات و ترکیب‌ها

idled away

بی‌حرکت گذشت

idled time

زمان بی‌حرکت

idled engine

موتور بی‌حرکت

idled hours

ساعت‌های بی‌حرکت

idled moments

لحظات بی‌حرکت

idled away time

زمانی که بی‌حرکت گذشت

idled machines

ماشین‌آلات بی‌حرکت

idled workers

کارگران بی‌حرکت

idled resources

منابع بی‌حرکت

idled vehicles

وسایل نقلیه بی‌حرکت

جملات نمونه

the machine idled while waiting for the operator.

ماشین در حالی که منتظر اپراتور بود، از کار افتاد.

he idled away the afternoon watching tv.

او بعد از ظهر را با تماشای تلویزیون به بطالت گذراند.

the car engine idled quietly in the driveway.

موتور ماشین به آرامی در حیاط پارکینگ از کار افتاده بود.

they idled their time away at the park.

آنها وقت خود را در پارک به بطالت گذراندند.

he often idled during his breaks at work.

او اغلب در زمان استراحت در محل کار به بطالت می‌پرداخت.

the boat idled on the calm water.

قایق روی آب آرام بی‌حرکت بود.

after finishing his homework, he idled for a while.

بعد از انجام تکالیفش، او مدتی به بطالت گذراند.

she watched the world go by as she idled at the café.

او با تماشای دنیایی که می‌گذشت، در کافه به بطالت نشست.

he prefers to idle rather than rush through tasks.

او ترجیح می‌دهد به جای عجله در انجام کارها، به بطالت بپردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید