byssus

[ایالات متحده]/baɪˈsʌs/
[بریتانیا]/bai-səs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رشته یا الیافی که توسط برخی از نرم‌تنان دریایی، به‌ویژه صدف‌ها، تولید می‌شود و در زمان‌های قدیم برای ساخت پارچه‌ای زبر استفاده می‌شد؛ پارچه کتان باستانی ساخته شده از الیاف بیسوس.
Word Forms
جمعbyssuss

عبارات و ترکیب‌ها

byssus thread

نخ بیسوس

byssus gland

غده بیسوس

byssus formation

تشکیل بیسوس

byssus attachment

اتصال بیسوس

byssus fibers

الیاف بیسوس

byssus structure

ساختار بیسوس

byssus anchors

لنگر بیسوس

byssus adhesive

چسب بیسوس

byssus sea

دریاچه بیسوس

byssus organism

عضوگانیسم بیسوس

جملات نمونه

the byssus of the mussel is incredibly strong.

تارهای پشمچه صدف به طرز شگفت انگیزی قوی هستند.

scientists study byssus to understand its adhesive properties.

دانشمندان پشمچه را برای درک خواص چسبنده آن مطالعه می کنند.

byssus can be used in various textile applications.

می توان از پشمچه در کاربردهای مختلف نساجی استفاده کرد.

the byssus threads help the clam attach to surfaces.

تارهای پشمچه به صدف کمک می کنند تا به سطوح بچسبند.

many marine organisms use byssus for anchoring.

بسیاری از موجودات دریایی از پشمچه برای لنگر انداختن استفاده می کنند.

byssus is often studied in marine biology.

پشمچه اغلب در زیست شناسی دریایی مورد مطالعه قرار می گیرد.

the strength of byssus makes it an interesting material.

مقاومت پشمچه آن را به یک ماده جالب تبدیل می کند.

some researchers are exploring synthetic byssus alternatives.

برخی از محققان در حال بررسی جایگزین های مصنوعی پشمچه هستند.

byssus can be harvested for use in crafts.

می توان پشمچه را برای استفاده در صنایع دستی برداشت.

the byssus of certain species is more durable than others.

پشمچه برخی از گونه ها نسبت به سایرین بادوام تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید