cabalist

[ایالات متحده]/ˈkæbəlɪst/
[بریتانیا]/ˈkæbəˌlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که جادوگری یا عرفان کابالیستی را تمرین می‌کند، به ویژه یک عارف یهودی؛ کسی که در طرح‌ها یا توطئه‌های پنهانی درگیر است.
Word Forms
جمعcabalists

عبارات و ترکیب‌ها

cabalist group

گروه کابالیست

cabalist teachings

آموزه‌های کابالیست

cabalist practices

نیازهای کابالیست

cabalist symbols

نمادهای کابالیست

cabalist philosophy

فلسفه کابالیست

cabalist texts

متون کابالیست

cabalist rituals

آداب کابالیست

cabalist beliefs

باورهای کابالیست

cabalist interpretation

تفسیر کابالیست

cabalist wisdom

خرد کابالیست

جملات نمونه

the cabalist revealed hidden truths about the universe.

کابالیست حقایق پنهان درباره جهان را آشکار کرد.

many believe that a cabalist can communicate with spiritual beings.

بسیاری معتقدند که یک کابالیست می‌تواند با موجودات معنوی ارتباط برقرار کند.

she studied the ancient texts to become a skilled cabalist.

او متون باستانی را مطالعه کرد تا به یک کابالیست ماهر تبدیل شود.

the cabalist's rituals were shrouded in secrecy.

آیین‌های کابالیست در پوشش رازآلود بودند.

he was known as a cabalist among his peers.

او در بین همتایانش به عنوان یک کابالیست شناخته می‌شد.

her fascination with the cabalist's teachings grew over time.

علاقه او به آموزش‌های کابالیست با گذشت زمان بیشتر شد.

the cabalist interpreted dreams through a mystical lens.

کابالیست رویاها را از طریق یک منشور عرفانی تفسیر می‌کرد.

he joined a group of cabalists to explore esoteric knowledge.

او برای کشف دانش عرفانی به گروهی از کابالیست‌ها پیوست.

the cabalist believed in the power of symbols and numbers.

کابالیست به قدرت نمادها و اعداد اعتقاد داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید