plotter

[ایالات متحده]/'plɒtə(r)/
[بریتانیا]/'plɑtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طراح، برنامه‌ریز؛ دسیسه‌چین

عبارات و ترکیب‌ها

plotter paper

کاغذ نقشه‌بردار

large format plotter

نقشه‌بردار با فرمت بزرگ

plotter pen

خودکار نقشه‌بردار

plotter cutter

برش‌دهنده نقشه‌بردار

جملات نمونه

the plotter has a continuous paper feed.

دستگاه ترسیم دارای تغذیه پیوسته کاغذ است.

the plotters were hanged, drawn, and quartered.

توطئه گران دار زدند، کشیدند و چهارگانه کردند.

Crafty plotters make the best intelligence agents.

طراحان زیرک بهترین عوامل اطلاعاتی هستند.

let us say, for the sake of argument, that the plotter and the assassin are one and the same person.

بیایید، به خاطر استدلال، بگوییم که توطئه گر و آدمکش یک نفر هستند.

This paper designed a newfashioned intelligent course plotter based on PC/104 BUS.

این مقاله یک طرح‌ریز هوشمندانه و نوین دوره آموزشی بر اساس باس PC/104 طراحی کرد.

'Potter Plotter' Daily Prophet, the Quibbler, tons of students luggage and many, many more Props were used in these scenes which were great to see.

'نقشه کشِ پاتر'، روزنامه دیلی پروفت، مجله کویبلر، مقادیر زیادی وسایل دانشجویان و بسیاری، بسیاری از وسایل صحنه در این صحنه‌ها استفاده شد که دیدن آنها عالی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید