schemer

[ایالات متحده]/'skimɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برنامه‌ریز، نقشه‌کش، استراتژیست

جملات نمونه

He is a cunning schemer who always has a plan up his sleeve.

او یک فریبکار زرنگ است که همیشه نقشه‌ای در آستین دارد.

The schemer plotted to overthrow the government.

فریبکار برای سرنگونی دولت توطئه‌چینید.

She saw through the schemer's deceptive tactics.

او از طریق تاکتیک‌های فریبکارانه فریبکار دید.

The schemer devised a complex scheme to deceive his rivals.

فریبکار یک طرح پیچیده برای فریب دادن رقبای خود طراحی کرد.

The schemer's true intentions were finally revealed.

قصد و نیت واقعی فریبکار سرانجام آشکار شد.

Beware of the schemer's manipulative ways.

از روش‌های دستکاری‌کننده فریبکار مراقب باشید.

The schemer's web of lies eventually unraveled.

شبکه دروغ‌های فریبکار سرانجام از هم گسیخت.

The schemer was caught red-handed in his deceitful scheme.

فریبکار در حال انجام طرح فریبکارانه‌اش دستگیر شد.

The schemer's elaborate plan fell apart when his accomplice betrayed him.

طرح پیچیده فریبکار از هم پاشید وقتی همدستش او را لو داد.

Despite his reputation as a schemer, he managed to win the trust of his colleagues.

با وجود شهرت او به عنوان یک فریبکار، او موفق شد اعتماد همکاران خود را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید