caballo

[ایالات متحده]/kəˈbɑː.loʊ/
[بریتانیا]/kuh-BAH-loh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی اسب؛ اصطلاحی عامیانه برای هروئین، به ویژه در ایالات متحده.

عبارات و ترکیب‌ها

caballo racing

مسابقه اسب

caballo power

قدرت اسب

caballo show

نمایش اسب

caballo ride

سوارکاری اسب

caballo whisperer

نجار اسب

caballo trainer

مربی اسب

caballo breed

نژاد اسب

caballo therapy

درمان با اسب

caballo farm

دامداری اسب

جملات نمونه

he rode the caballo through the fields.

او با اسب از میان مزارع عبور کرد.

the caballo is a symbol of strength.

اسب نماد قدرت است.

she loves to draw pictures of a caballo.

او عاشق کشیدن تصاویر اسب است.

they trained the caballo for the competition.

آنها برای مسابقه اسب را آموزش دادند.

the caballo galloped across the meadow.

اسب از میان چمن‌ها به سرعت عبور کرد.

he has a beautiful caballo in his stable.

او یک اسب زیبا در طویله اش دارد.

the caballo neighed loudly in the morning.

اسب صبح‌ها با صدای بلند ناله می‌کرد.

she won first place on her caballo.

او با اسب خود مقام اول را کسب کرد.

the caballo needs to be fed regularly.

اسب باید به طور منظم تغذیه شود.

they took the caballo for a long ride.

آنها اسب را برای یک مسابقه طولانی بیرون بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید