cabochons

[ایالات متحده]/kæˈboʊʃɒn/
[بریتانیا]/kab-oh-shon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ قیمتی که به شکل طبیعی خود برش خورده و صیقل داده شده است.
adj. به شکل محدب و گرد.
adv. به صورت محدب و گرد.

عبارات و ترکیب‌ها

cabochon cut

برش کابوشن

cabochon gemstone

سنگ کابوشن

cabochon style

سبک کابوشن

cabochon setting

تنظیم کابوشن

cabochon design

طراحی کابوشن

cabochon jewelry

جواهرات کابوشن

cabochon shape

شکل کابوشن

cabochon polish

پولیش کابوشن

cabochon finish

پوشش کابوشن

cabochon variety

تنوع کابوشن

جملات نمونه

she chose a beautiful cabochon for her ring.

او یک کابوشن زیبا برای انگشتر خود انتخاب کرد.

the cabochon was expertly polished to enhance its luster.

کابوشن به طور ماهرانه ای صیقل داده شد تا درخشندگی آن افزایش یابد.

he collects cabochons from different gemstones.

او کابوشن ها را از سنگ های قیمتی مختلف جمع آوری می کند.

she designed a necklace featuring a large cabochon.

او یک گردنبند با ویژگی کابوشن بزرگ طراحی کرد.

the cabochon cut is popular among jewelers.

برش کابوشن در بین جواهرسازان محبوب است.

he admired the intricate details of the cabochon setting.

او به جزئیات پیچیده قاب کابوشن علاقه مند بود.

cabochons are often used in vintage jewelry designs.

کابوشن ها اغلب در طرح های جواهرات قدیمی استفاده می شوند.

the artisan crafted a unique cabochon from opal.

هنرمند یک کابوشن منحصر به فرد از حدید صخره ساخت.

she prefers cabochon stones over faceted ones.

او ترجیح می دهد سنگ های کابوشن را نسبت به سنگ های برش خورده.

the vibrant colors of the cabochon caught her eye.

رنگ های زنده کابوشن نظر او را جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید