cacosmia

[ایالات متحده]/ˈkækəʊzmɪə/
[بریتانیا]/kak-oz-mee-uh/

ترجمه

n. ادراک بوی ناخوشایند یا بد، حتی زمانی که هیچ بویی وجود ندارد.

عبارات و ترکیب‌ها

cacosmia symptoms

علائم کاکوسمیا

cacosmia treatment

درمان کاکوسمیا

cacosmia causes

علت‌های کاکوسمیا

cacosmia diagnosis

تشخیص کاکوسمیا

cacosmia awareness

آگاهی از کاکوسمیا

cacosmia management

مدیریت کاکوسمیا

cacosmia experiences

تجربه‌های کاکوسمیا

cacosmia research

تحقیقات کاکوسمیا

cacosmia effects

اثرات کاکوسمیا

cacosmia triggers

عوامل تحریک‌کننده کاکوسمیا

جملات نمونه

she complained of cacosmia after the surgery.

او پس از جراحی از کاکوسمیا شکایت کرد.

cacosmia can be a symptom of sinus infections.

کاکوسمیا می‌تواند علامتی از عفونت‌های سینوسی باشد.

he was diagnosed with cacosmia due to his allergies.

او به دلیل آلرژی خود به کاکوسمیا تشخیص داده شد.

cacosmia can affect a person's quality of life.

کاکوسمیا می‌تواند بر کیفیت زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

patients often describe cacosmia as a foul smell.

بیماران اغلب کاکوسمیا را به عنوان یک بوی بد توصیف می‌کنند.

managing cacosmia requires a thorough medical evaluation.

مدیریت کاکوسمیا نیاز به ارزیابی پزشکی کامل دارد.

cacosmia may lead to social withdrawal.

کاکوسمیا ممکن است منجر به انزوا اجتماعی شود.

some medications can cause cacosmia as a side effect.

برخی داروها ممکن است کاکوسمیا را به عنوان یک عارضه جانبی ایجاد کنند.

understanding cacosmia is important for effective treatment.

درک کاکوسمیا برای درمان مؤثر مهم است.

she sought help to cope with her cacosmia.

او به دنبال کمک برای مقابله با کاکوسمیا خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید