perversion

[ایالات متحده]/pə'vɜːʃ(ə)n/
[بریتانیا]/pɚˈvə..ʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحریف; تفسیر نادرست; سوء استفاده; فساد اخلاقی; انحراف.

جملات نمونه

the perversion of the language with nonsensical isioms.

تحریف زبان با اصطلاحات بی‌معنی.

perversions of words from their uses

تحریف کلمات از کاربردهایشان

Secondly the two kinds of contradictive perversion of narcissism-- sadism and masochism, work together in him.

در ثانی، دو نوع انحراف متضاد از خودشیفتگی - سادیسم و مازویسم - با هم در او کار می کنند.

Chapter Two singles out principal faults on the failure of women"s miseducation and the perversion of marriage in patriarchal society on the basis of a thorough textual analysis of Northanger Abbey.

فصل دوم، نقص‌های اصلی ناشی از عدم آموزش مناسب زنان و تحریف ازدواج در جوامع مردسالار را بر اساس تحلیل متنی جامع از شمالنگر آبدی، برجسته می‌کند.

a perversion of justice

تحریف عدالت

to indulge in perversion

شرکت در تحریف

a perversion of the truth

تحریف حقیقت

to explore the depths of perversion

برای بررسی عمق تحریف

the perversion of natural instincts

تحریف غرایز طبیعی

to confront societal perversion

مقابله با تحریف اجتماعی

a disturbing perversion of values

تحریف آزاردهنده ارزش‌ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید