| جمع | cadres |
government cadre
نیروی دولتی
party cadre
نیروی حزبی
youth cadre
نیروی جوانان
female cadre
نیروی زن
a cadre of professional managers.
گروهی از مدیران حرفهای
a cadre of sergeants and corporals who train recruits.
گروهی از ستوانها و سرجوهها که سربازان را آموزش میدهند.
The chief cadre in charge should bear greater responsibility.
رهبر ارشد مسئول باید مسئولیت بیشتری را بر عهده بگیرد.
We cadres are ordinary workers and not overlords sitting on the backs of the people.
ما کارگزاران، کارگران عادی هستیم و اربابانی نیستیم که بر پشت مردم مینشینیم.
The unscrupulous cadre was severely punished for making away with the wealth of the state at will.
کارگزار فاسد به شدت مجازات شد به دلیل اینکه به میل خود ثروت کشور را با خود برد.
He always tries to cultivate cadres who might be able to help him.
او همیشه سعی میکند کارگزارانی را پرورش دهد که ممکن است بتوانند به او کمک کنند.
Teams of four and five nonparty cadres would enter a village and try to arouse it against the landlord.
گروههای چهار و پنج کارگزار غیرحزبی وارد یک روستا میشدند و سعی میکردند آن را علیه ارباب برانگیزند.
Results To be overweight and superfatted is universal phenomena about midlife in-service cadre,which cause weak heart and lung and renitent muscle and ligamenta of waist.
نتایج: چاقی و داشتن چربی بیش از حد یک پدیده جهانی در میان کارگزاران در حال خدمت است که باعث ضعف قلب و ریه و عضله و رباطهای مقاوم در ناحیه کمر میشود.
Article 4 The leading posts in the Provincial People's Government and the instrumentalities thereof should be rationally taken by cadres of minority ethnic groups.
ماده 4: پستهای رهبری در دولت مردمی استان و نهادهای آن باید به طور منطقی توسط کارگزاران گروههای قومیتی اقلیت اشغال شود.
Cannot see apiculture only " when tide falls " building smooth county army to leave end of apiarian of beekeeper of Xie Jun of emeritus cadre retreat is to obtain economic benefits.
امکان مشاهده زنبورداری تنها زمانی وجود دارد که جزر و مد پایین باشد، ساختمان ارتش شهرستان صاف برای ترک پایان زنبورداری از زنبوردار سابق رده بازنشسته ژونگ شیه برای به دست آوردن سود اقتصادی است.
Through consolidates the Party organization, the chaste party"s troop, except the member which unqualified, congenially comes in, pays great attention to cadre"s raise and the education.
از طریق تقویت سازمان حزب، گروه حزب پاک، به جز اعضایی که واجد شرایط نیستند، به طور دوستانه وارد میشوند، توجه ویژهای به ارتقا و آموزش کارگزاران میشود.
The cadre can go up can issue main body mechanism to be made by lieutenancy, fall into disuse make and choose appoint makes 3 parts comprise.
کارگزار میتواند صادر کند، مکانیسم اصلی را با درجه نظامیگری ایجاد کند، از بین بردن و انتخاب و انتصاب 3 بخش را شامل میشود.
government cadre
نیروی دولتی
party cadre
نیروی حزبی
youth cadre
نیروی جوانان
female cadre
نیروی زن
a cadre of professional managers.
گروهی از مدیران حرفهای
a cadre of sergeants and corporals who train recruits.
گروهی از ستوانها و سرجوهها که سربازان را آموزش میدهند.
The chief cadre in charge should bear greater responsibility.
رهبر ارشد مسئول باید مسئولیت بیشتری را بر عهده بگیرد.
We cadres are ordinary workers and not overlords sitting on the backs of the people.
ما کارگزاران، کارگران عادی هستیم و اربابانی نیستیم که بر پشت مردم مینشینیم.
The unscrupulous cadre was severely punished for making away with the wealth of the state at will.
کارگزار فاسد به شدت مجازات شد به دلیل اینکه به میل خود ثروت کشور را با خود برد.
He always tries to cultivate cadres who might be able to help him.
او همیشه سعی میکند کارگزارانی را پرورش دهد که ممکن است بتوانند به او کمک کنند.
Teams of four and five nonparty cadres would enter a village and try to arouse it against the landlord.
گروههای چهار و پنج کارگزار غیرحزبی وارد یک روستا میشدند و سعی میکردند آن را علیه ارباب برانگیزند.
Results To be overweight and superfatted is universal phenomena about midlife in-service cadre,which cause weak heart and lung and renitent muscle and ligamenta of waist.
نتایج: چاقی و داشتن چربی بیش از حد یک پدیده جهانی در میان کارگزاران در حال خدمت است که باعث ضعف قلب و ریه و عضله و رباطهای مقاوم در ناحیه کمر میشود.
Article 4 The leading posts in the Provincial People's Government and the instrumentalities thereof should be rationally taken by cadres of minority ethnic groups.
ماده 4: پستهای رهبری در دولت مردمی استان و نهادهای آن باید به طور منطقی توسط کارگزاران گروههای قومیتی اقلیت اشغال شود.
Cannot see apiculture only " when tide falls " building smooth county army to leave end of apiarian of beekeeper of Xie Jun of emeritus cadre retreat is to obtain economic benefits.
امکان مشاهده زنبورداری تنها زمانی وجود دارد که جزر و مد پایین باشد، ساختمان ارتش شهرستان صاف برای ترک پایان زنبورداری از زنبوردار سابق رده بازنشسته ژونگ شیه برای به دست آوردن سود اقتصادی است.
Through consolidates the Party organization, the chaste party"s troop, except the member which unqualified, congenially comes in, pays great attention to cadre"s raise and the education.
از طریق تقویت سازمان حزب، گروه حزب پاک، به جز اعضایی که واجد شرایط نیستند، به طور دوستانه وارد میشوند، توجه ویژهای به ارتقا و آموزش کارگزاران میشود.
The cadre can go up can issue main body mechanism to be made by lieutenancy, fall into disuse make and choose appoint makes 3 parts comprise.
کارگزار میتواند صادر کند، مکانیسم اصلی را با درجه نظامیگری ایجاد کند، از بین بردن و انتخاب و انتصاب 3 بخش را شامل میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید