caffein

[ایالات متحده]/ˈkæf.eɪ.ɪn/
[بریتانیا]/ˈkæf.iːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داروی تحریک‌کننده که در قهوه، چای و شکلات یافت می‌شود.
Word Forms
جمعcaffeins

عبارات و ترکیب‌ها

caffein intake

مصرف کافئین

caffein content

مقدار کافئین

caffein boost

افزایش کافئین

caffein levels

سطح کافئین

caffein effects

اثرات کافئین

caffein sensitivity

حساسیت به کافئین

caffein withdrawal

قطع مصرف کافئین

caffein consumption

مصرف کافئین

caffein drinks

نوشیدنی‌های کافئین‌دار

caffein sources

منابع کافئین

جملات نمونه

caffeine can help improve focus and concentration.

کافئین می‌تواند به بهبود تمرکز و غلبه بر حواس‌پرتی کمک کند.

many people rely on caffeine to start their day.

بسیاری از افراد برای شروع روز خود به کافئین متکی هستند.

too much caffeine can lead to anxiety and restlessness.

مصرف بیش از حد کافئین می‌تواند منجر به اضطراب و بی‌قراری شود.

caffeine is commonly found in coffee and tea.

کافئین معمولاً در قهوه و چای یافت می‌شود.

some people are more sensitive to caffeine than others.

برخی از افراد بیشتر از دیگران به کافئین حساس هستند.

caffeine withdrawal can cause headaches and fatigue.

قطع ناگهانی مصرف کافئین می‌تواند باعث سردرد و خستگی شود.

moderate caffeine intake is generally considered safe.

مصرف متعادل کافئین به طور کلی ایمن در نظر گرفته می‌شود.

some energy drinks contain very high levels of caffeine.

برخی از نوشیدنی‌های انرژی‌زا حاوی سطح بسیار بالایی از کافئین هستند.

caffeine can enhance physical performance during exercise.

کافئین می‌تواند عملکرد بدنی را در طول ورزش افزایش دهد.

decaffeinated coffee still has a small amount of caffeine.

قهوه بدون کافئین هنوز مقداری کافئین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید