cakewalks are easy
قدم زدن در پارک آسان است
life is cakewalks
زندگی مثل قدم زدن در پارک است
cakewalks to victory
قدم زدن در پارک تا پیروزی
cakewalks in school
قدم زدن در پارک در مدرسه
cakewalks for beginners
قدم زدن در پارک برای مبتدیان
cakewalks are fun
قدم زدن در پارک سرگرم کننده است
cakewalks through life
قدم زدن در پارک در طول زندگی
cakewalks to success
قدم زدن در پارک تا موفقیت
cakewalks in sports
قدم زدن در پارک در ورزش
cakewalks are simple
قدم زدن در پارک ساده است
the exam was a cakewalk for the students.
آزمون برای دانش آموزان بسیار آسان بود.
winning the game felt like a cakewalk.
بردن بازی مثل یک کار ساده به نظر میرسید.
she thought the project would be a cakewalk.
او فکر کرد پروژه خیلی آسان خواهد بود.
for him, solving the puzzle was a cakewalk.
برای او، حل کردن پازل مثل یک کار ساده بود.
the hike turned out to be a cakewalk.
پیادهروی خیلی آسان بود.
getting the promotion was a cakewalk for her.
گرفتن ترفیع برای او خیلی آسان بود.
for experienced players, the level felt like a cakewalk.
برای بازیکنان با تجربه، سطح بازی خیلی آسان بود.
the math problems were a cakewalk for him.
مسائل ریاضی برای او خیلی آسان بود.
cooking dinner was a cakewalk with the new recipe.
با دستور العمل جدید، درست کردن شام خیلی آسان بود.
she breezed through the interview; it was a cakewalk.
او با موفقیت از مصاحبه عبور کرد؛ خیلی آسان بود.
cakewalks are easy
قدم زدن در پارک آسان است
life is cakewalks
زندگی مثل قدم زدن در پارک است
cakewalks to victory
قدم زدن در پارک تا پیروزی
cakewalks in school
قدم زدن در پارک در مدرسه
cakewalks for beginners
قدم زدن در پارک برای مبتدیان
cakewalks are fun
قدم زدن در پارک سرگرم کننده است
cakewalks through life
قدم زدن در پارک در طول زندگی
cakewalks to success
قدم زدن در پارک تا موفقیت
cakewalks in sports
قدم زدن در پارک در ورزش
cakewalks are simple
قدم زدن در پارک ساده است
the exam was a cakewalk for the students.
آزمون برای دانش آموزان بسیار آسان بود.
winning the game felt like a cakewalk.
بردن بازی مثل یک کار ساده به نظر میرسید.
she thought the project would be a cakewalk.
او فکر کرد پروژه خیلی آسان خواهد بود.
for him, solving the puzzle was a cakewalk.
برای او، حل کردن پازل مثل یک کار ساده بود.
the hike turned out to be a cakewalk.
پیادهروی خیلی آسان بود.
getting the promotion was a cakewalk for her.
گرفتن ترفیع برای او خیلی آسان بود.
for experienced players, the level felt like a cakewalk.
برای بازیکنان با تجربه، سطح بازی خیلی آسان بود.
the math problems were a cakewalk for him.
مسائل ریاضی برای او خیلی آسان بود.
cooking dinner was a cakewalk with the new recipe.
با دستور العمل جدید، درست کردن شام خیلی آسان بود.
she breezed through the interview; it was a cakewalk.
او با موفقیت از مصاحبه عبور کرد؛ خیلی آسان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید