caldron

[ایالات متحده]/ˈkæl.drən/
[بریتانیا]/ˈkæl.drən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیگ بزرگ یا قابلمه‌ای که برای جوشاندن مایعات، به‌ویژه در آشپزی یا دم کردن استفاده می‌شود؛ یک دیگ بخار بزرگ.
Word Forms
جمعcaldrons

عبارات و ترکیب‌ها

magic caldron

دیگ جادویی

boiling caldron

دیگ در حال جوش

witch's caldron

دیگ جادوگر

جملات نمونه

the witch stirred the caldron with a long wooden spoon.

جادوگر با یک قاشق چوبی بلند، دیگ را هم زد.

the caldron bubbled as the potion began to brew.

همانطور که معجون شروع به دم کشیدن کرد، دیگ جوشید.

they gathered around the caldron to share stories.

آنها دور دیگ جمع شدند تا داستان‌هایی با هم به اشتراک بگذارند.

the chef used a large caldron to make the soup.

سرآشپز از یک دیگ بزرگ برای درست کردن سوپ استفاده کرد.

in folklore, a caldron is often associated with magic.

در فولکلور، یک دیگ اغلب با جادو مرتبط است.

the caldron was filled with ingredients for the feast.

دیگ با مواد لازم برای جشن پر شد.

she carefully added herbs to the bubbling caldron.

او با دقت گیاهان دارویی را به دیگ در حال جوش اضافه کرد.

the old caldron had seen many magical experiments.

دیگ قدیمی شاهد بسیاری از آزمایش‌های جادویی بوده است.

legends say the caldron can grant wishes.

افسانه ها می گویند که دیگ می تواند آرزوها را برآورده کند.

after hours of cooking, the caldron was finally ready.

پس از ساعت ها پخت و پز، دیگ بالاخره آماده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید