calkin tool
ابزار کالکین
calkin method
روش کالکین
calkin model
مدل کالکین
calkin system
سیستم کالکین
calkin design
طراحی کالکین
calkin formula
فرمول کالکین
calkin analysis
تجزیه و تحلیل کالکین
calkin approach
رویکرد کالکین
calkin project
پروژه کالکین
calkin technique
تکنیک کالکین
she used a calkin to seal the gap in the window.
او از یک کلکین برای بستن شکاف در پنجره استفاده کرد.
the carpenter applied a calkin to prevent water leaks.
نجار از یک کلکین برای جلوگیری از نشت آب استفاده کرد.
make sure to check the calkin before the rain starts.
مطمئن شوید قبل از شروع باران کلکین را بررسی کنید.
he recommended using a calkin for better insulation.
او توصیه کرد از یک کلکین برای عایق بهتر استفاده کنید.
the old boat needed new calkin to stay afloat.
قایق قدیمی به کلکین جدید برای شناور ماندن نیاز داشت.
applying calkin is essential for maintaining the house.
استفاده از کلکین برای حفظ خانه ضروری است.
they decided to calkin the cracks in the walls.
آنها تصمیم گرفتند شکاف های دیوارها را با کلکین پر کنند.
using calkin can save you money on heating bills.
استفاده از کلکین می تواند در هزینه های گرمایش به شما صرفه جویی کند.
the technician showed me how to properly apply calkin.
تکنسین به من نشان داد چگونه کلکین را به درستی استفاده کنم.
before winter, it's wise to calkin all the openings.
قبل از زمستان، عاقلانه است که تمام دهانه ها را با کلکین پر کنید.
calkin tool
ابزار کالکین
calkin method
روش کالکین
calkin model
مدل کالکین
calkin system
سیستم کالکین
calkin design
طراحی کالکین
calkin formula
فرمول کالکین
calkin analysis
تجزیه و تحلیل کالکین
calkin approach
رویکرد کالکین
calkin project
پروژه کالکین
calkin technique
تکنیک کالکین
she used a calkin to seal the gap in the window.
او از یک کلکین برای بستن شکاف در پنجره استفاده کرد.
the carpenter applied a calkin to prevent water leaks.
نجار از یک کلکین برای جلوگیری از نشت آب استفاده کرد.
make sure to check the calkin before the rain starts.
مطمئن شوید قبل از شروع باران کلکین را بررسی کنید.
he recommended using a calkin for better insulation.
او توصیه کرد از یک کلکین برای عایق بهتر استفاده کنید.
the old boat needed new calkin to stay afloat.
قایق قدیمی به کلکین جدید برای شناور ماندن نیاز داشت.
applying calkin is essential for maintaining the house.
استفاده از کلکین برای حفظ خانه ضروری است.
they decided to calkin the cracks in the walls.
آنها تصمیم گرفتند شکاف های دیوارها را با کلکین پر کنند.
using calkin can save you money on heating bills.
استفاده از کلکین می تواند در هزینه های گرمایش به شما صرفه جویی کند.
the technician showed me how to properly apply calkin.
تکنسین به من نشان داد چگونه کلکین را به درستی استفاده کنم.
before winter, it's wise to calkin all the openings.
قبل از زمستان، عاقلانه است که تمام دهانه ها را با کلکین پر کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید