calligraphies

[ایالات متحده]/kə'lɪgrəfɪ/
[بریتانیا]/kə'lɪɡrəfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خوشنویسی هنری یا خط زیبا.

عبارات و ترکیب‌ها

Chinese calligraphy

خط چینی

جملات نمونه

She practices Chinese calligraphy every weekend.

او هر هفته‌روزها خوشنویسی چینی تمرین می‌کند.

His calligraphy skills have improved a lot over the years.

مهارت‌های خوشنویسی او در طول سال‌ها بسیار بهبود یافته است.

The art gallery featured a collection of traditional calligraphy pieces.

گالری هنری مجموعه‌ای از آثار خوشنویسی سنتی را به نمایش گذاشت.

Learning calligraphy requires patience and attention to detail.

یادگیری خوشنویسی نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.

The calligraphy on the ancient scrolls was beautifully preserved.

خوشنویسی روی نسخه‌های باستانی به زیبایی حفظ شده بود.

The teacher demonstrated the proper technique for holding a calligraphy brush.

معلم تکنیک صحیح نگه داشتن قلم‌مو خوشنویسی را نشان داد.

Many people find calligraphy to be a calming and meditative practice.

بسیاری از مردم خوشنویسی را تمرینی آرامش‌بخش و مراقبه‌ای می‌دانند.

The exhibition showcased a variety of calligraphy styles from different regions.

نمایشگاه انواع سبک‌های خوشنویسی از مناطق مختلف را به نمایش گذاشت.

The calligraphy club meets every Thursday to practice together.

باشگاه خوشنویسی هر پنجشنبه برای تمرین با هم گردهم می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید