callithump

[ایالات متحده]/ˈkælɪθʌmp/
[بریتانیا]/kə-ˈliːθʌmp/

ترجمه

n. یک رژه یا مراسم پر سر و صدا و شلوغ؛ یک تجمع یا رویداد بلند و بی‌نظم.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

callithump parade

رژه کالیثامپ

callithump band

گروه موسیقی کالیثامپ

callithump celebration

جشنواره کالیثامپ

callithump noise

هم پرس کالیثامپ

callithump event

رویداد کالیثامپ

callithump festival

جشنواره کالیثامپ

callithump group

گروه کالیثامپ

callithump display

نمایش کالیثامپ

callithump show

نمایش کالیثامپ

callithump tradition

آداب و رسوم کالیثامپ

جملات نمونه

the children made a callithump to celebrate the festival.

کودکان برای جشن گرفتن جشنواره یک جشن غوغایی ترتیب دادند.

during the parade, there was a callithump of drums and horns.

در طول رژه، یک جشن غوغایی از طبل‌ها و شاخ‌ها وجود داشت.

the callithump outside woke me up early in the morning.

جشن غوغایی بیرون مرا صبح زود بیدار کرد.

they organized a callithump to protest against the new policy.

آنها یک جشن غوغایی برای اعتراض به سیاست جدید ترتیب دادند.

the callithump of the crowd echoed through the streets.

جشن غوغایی جمعیت در خیابان‌ها طنین انداز شد.

after the game, the fans created a callithump to show their support.

پس از بازی، طرفداران یک جشن غوغایی برای نشان دادن حمایت خود ایجاد کردند.

we could hear the callithump from miles away.

ما می‌توانستیم جشن غوغایی را از مایل‌ها دور بشنویم.

the street performers added to the callithump of the festival.

هنرمندان خیابانی به جشن غوغایی جشنواره افزودند.

a callithump erupted when the winner was announced.

وقتی برنده اعلام شد، یک جشن غوغایی رخ داد.

they enjoyed the callithump of laughter and music at the party.

آنها از جشن غوغایی خنده و موسیقی در مهمانی لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید