calmnesses

[ایالات متحده]/ˈkælmnəsəz/
[بریتانیا]/ˈkɑːlmˌnɛsiz/

ترجمه

n. حالت آرام و صلح‌آمیز؛ آرامش.

عبارات و ترکیب‌ها

inner calmnesses

ظرفیت‌های آرامش درونی

outer calmnesses

ظرفیت‌های آرامش بیرونی

state of calmnesses

حالت آرامش

moments of calmnesses

لحظات آرامش

achieving calmnesses

رسیدن به آرامش

embracing calmnesses

پذیرش آرامش

finding calmnesses

پیدا کردن آرامش

cultivating calmnesses

پرورش آرامش

sharing calmnesses

اشتراک گذاری آرامش

nurturing calmnesses

تغذیه آرامش

جملات نمونه

in moments of crisis, her calmnesses helped others to stay focused.

در لحظات بحرانی، آرامش او به دیگران کمک کرد تا متمرکز بمانند.

his calmnesses during the storm reassured the passengers.

آرامش او در طول طوفان باعث اطمینان مسافران شد.

practicing meditation can enhance your calmnesses in stressful situations.

تمرین مدیتیشن می تواند آرامش شما را در شرایط استرس زا افزایش دهد.

she approached the negotiation with calmnesses that impressed everyone.

او مذاکرات را با آرامشی روبرو کرد که همه را تحت تأثیر قرار داد.

his calmnesses were evident even in the face of adversity.

حتی در برابر سختی ها، آرامش او آشکار بود.

finding calmnesses in nature can be incredibly therapeutic.

پیدا کردن آرامش در طبیعت می تواند بسیار درمانی باشد.

she maintained her calmnesses despite the chaos around her.

او با وجود هرج و مرج اطرافش، آرامش خود را حفظ کرد.

his calmnesses provided a sense of stability in the team.

آرامش او در تیم حس ثبات را فراهم کرد.

learning to embrace calmnesses can improve your mental health.

یادگیری پذیرش آرامش می تواند سلامت روان شما را بهبود بخشد.

in yoga, practitioners seek calmnesses to enhance their practice.

در یوگا، فراگیران به دنبال آرامش برای بهبود تمرین خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید