calumniator in disguise
حرفهگر در نقش فریبکار
notorious calumniator
افترازن بدنام
calumniator of truth
افترازن حقیقت
calumniator exposed
افشاگری از افترازن
calumniator's lies
دروغهای افترازن
calumniator's tactics
تاکتیکهای افترازن
calumniator revealed
افشای هویت افترازن
calumniator's motives
انگیزههای افترازن
calumniator's actions
اقدامات افترازن
calumniator's reputation
شهرت افترازن
the calumniator spread false rumors about her.
افتراگر شایعات نادرست را در مورد او منتشر کرد.
everyone knows he is a calumniator.
همه میدانند که او یک افتراگر است.
being a calumniator can ruin your reputation.
افتراگر بودن میتواند شهرت شما را خراب کند.
she decided to confront the calumniator directly.
او تصمیم گرفت مستقیماً با افتراگر روبرو شود.
the calumniator's words caused much distress.
کلمات افتراگر باعث ایجاد ناراحتی زیادی شد.
he was labeled a calumniator after his accusations.
پس از اتهاماتش، او به عنوان یک افتراگر شناخته شد.
many were hurt by the calumniator's lies.
بسیاری از دروغهای افتراگر آسیب دیدند.
the calumniator never faced any consequences.
افتراگر هرگز با هیچ عواقبی روبرو نشد.
it is wrong to be a calumniator in society.
در جامعه، افتراگر بودن اشتباه است.
the calumniator attempted to destroy her career.
افتراگر سعی کرد حرفه او را نابود کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید