calumniator

[ایالات متحده]/ˈkæl.əm.nɪ.eɪ.tə(r)/
[بریتانیا]/ˌkæl.ʌm.nɪˈeɪ.tər/

ترجمه

n. شخصی که اظهارات نادرست و مضر درباره شخص دیگری می‌سازد.

عبارات و ترکیب‌ها

calumniator in disguise

حرفه‌گر در نقش فریبکار

notorious calumniator

افترا‌زن بدنام

calumniator of truth

افترا‌زن حقیقت

calumniator exposed

افشاگری از افترا‌زن

calumniator's lies

دروغ‌های افترا‌زن

calumniator's tactics

تاکتیک‌های افترا‌زن

calumniator revealed

افشای هویت افترا‌زن

calumniator's motives

انگیزه‌های افترا‌زن

calumniator's actions

اقدامات افترا‌زن

calumniator's reputation

شهرت افترا‌زن

جملات نمونه

the calumniator spread false rumors about her.

افتراگر شایعات نادرست را در مورد او منتشر کرد.

everyone knows he is a calumniator.

همه می‌دانند که او یک افتراگر است.

being a calumniator can ruin your reputation.

افتراگر بودن می‌تواند شهرت شما را خراب کند.

she decided to confront the calumniator directly.

او تصمیم گرفت مستقیماً با افتراگر روبرو شود.

the calumniator's words caused much distress.

کلمات افتراگر باعث ایجاد ناراحتی زیادی شد.

he was labeled a calumniator after his accusations.

پس از اتهاماتش، او به عنوان یک افتراگر شناخته شد.

many were hurt by the calumniator's lies.

بسیاری از دروغ‌های افتراگر آسیب دیدند.

the calumniator never faced any consequences.

افتراگر هرگز با هیچ عواقبی روبرو نشد.

it is wrong to be a calumniator in society.

در جامعه، افتراگر بودن اشتباه است.

the calumniator attempted to destroy her career.

افتراگر سعی کرد حرفه او را نابود کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید