cambio

[ایالات متحده]/kæmbiəʊ/
[بریتانیا]/kæmbioʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تبادل ارز؛ خدمات ارز خارجی؛ دفتر یا میز تبادل ارز

عبارات و ترکیب‌ها

cambio de moneda

تغییر ارز

hacer el cambio

انجام تغییر

cambio climático

تغییر اقلیم

el cambio de

تغییر

caja de cambio

صندوق تغییر

sin cambio

بدون تغییر

cambio total

تغییر کامل

marcar el cambio

علامت گذاری تغییر

cambio rápido

تغییر سریع

un cambio de

یک تغییر از

جملات نمونه

the company is undergoing a major cambio in its management structure.

شرکت در حال تغییر جدی در ساختار مدیریتی خود است.

we need to make a cambio in our marketing strategy.

ما نیاز به تغییری در استراتژی بازاریابی خود داریم.

the government announced a cambio in economic policy.

دولت یک تغییر در سیاست اقتصادی را اعلام کرد.

there has been a significant cambio in public opinion.

تغییر معنی‌داری در نظرات عمومی رخ داده است.

the cambio from summer to autumn is beautiful.

تغییر از تابستان به پاییز زیباست.

we are witnessing a cambio in consumer behavior.

ما شاهد تغییری در رفتار مصرف‌کنندگان هستیم.

the artist underwent a complete cambio in style.

هنرمند یک تغییر کامل در سبک خود را تجربه کرد.

the team needs a cambio in attitude.

تیم نیاز به تغییری در نگرش دارد.

a cambio of leadership is necessary for the organization.

تغییری در رهبری برای سازمان ضروری است.

the weather brought about a sudden cambio in temperature.

آب و هوا یک تغییر ناگهانی در دمای هوا را به همراه آورد.

the technology has triggered a digital cambio.

این فناوری یک تغییر دیجیتال را به وجود آورده است.

personal growth requires a cambio in mindset.

رشد شخصی نیاز به تغییری در نگرش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید