camera-friendly

[ایالات متحده]/[ˈkæmə ˈfrɛndli]/
[بریتانیا]/[ˈkæmə ˈfrɛndli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.مناسب یا جذاب برای عکاسی؛ بصری جذاب برای عکس گرفتن؛ آسان برای عکاسی خوب؛ تولید نتایج خوب در عکس‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

camera-friendly lighting

نورپردازی مناسب دوربین

camera-friendly backdrop

پس‌زمینه مناسب دوربین

be camera-friendly

مناسب دوربین بودن

camera-friendly angles

زاویه‌های مناسب دوربین

extremely camera-friendly

بسیار مناسب دوربین

look camera-friendly

ظاهری مناسب دوربین داشتن

camera-friendly design

طراحی مناسب دوربین

was camera-friendly

مناسب دوربین بود

get camera-friendly

مناسب دوربین شدن

very camera-friendly

بسیار مناسب دوربین

جملات نمونه

the restaurant's decor was incredibly camera-friendly, perfect for instagram.

دکور رستوران به طرز باورانگیزی برای عکس گرفتن مناسب بود، عالی برای اینستاگرام.

we chose a camera-friendly location for the wedding photos.

ما یک مکان مناسب برای عکس گرفتن عروسی انتخاب کردیم.

the influencer sought out camera-friendly backdrops for her content.

اینفلوئنسر به دنبال پس‌زمینه‌های مناسب برای عکس گرفتن برای محتوای خود بود.

this travel destination is exceptionally camera-friendly, with stunning views.

این مقصد سفر به طور استثنایی مناسب برای عکس گرفتن است، با مناظر خیره‌کننده.

the event planners ensured the venue was camera-friendly for the livestream.

برنامه‌ریزان رویداد اطمینان حاصل کردند که مکان برای پخش زنده مناسب برای عکس گرفتن باشد.

she wore a camera-friendly outfit with bright colors and interesting patterns.

او لباس مناسب برای عکس گرفتن با رنگ‌های روشن و طرح‌های جالب پوشید.

the product was designed to be camera-friendly, showcasing its best features.

محصول به گونه‌ای طراحی شده بود که مناسب برای عکس گرفتن باشد و بهترین ویژگی‌های خود را به نمایش بگذارد.

the lighting was ideal, making the scene incredibly camera-friendly.

نورپردازی عالی بود و صحنه را به طرز باورانگیزی مناسب برای عکس گرفتن می‌کرد.

he recommended a camera-friendly filter to enhance the photos.

او یک فیلتر مناسب برای عکس گرفتن برای بهبود عکس‌ها توصیه کرد.

the artist created a camera-friendly mural for the building's facade.

هنرمند یک نقاشی دیواری مناسب برای عکس گرفتن برای نمای ساختمان ایجاد کرد.

the cafe's interior was thoughtfully designed to be highly camera-friendly.

فضای داخلی کافه به گونه‌ای طراحی شده بود که به طور خاص مناسب برای عکس گرفتن باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید