campground

[ایالات متحده]/ˈkæmpɡraʊnd/
[بریتانیا]/ˈkæmpˌɡraʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه تعیین شده برای کمپینگ، معمولاً با امکاناتی مانند توالت و کوره‌های آتش.

عبارات و ترکیب‌ها

family campground

کمپ خانوادگی

national campground

کمپ ملی

campground reservation

رزرو کمپ

campground facilities

امکانات کمپ

campground rules

قوانین کمپ

campground map

نقشه کمپ

primitive campground

کمپ ابتدایی

campground host

میزبان کمپ

campground site

محل کمپ

campground amenities

امکانات کمپ

جملات نمونه

we decided to spend the weekend at the campground.

ما تصمیم گرفتیم آخر هفته را در محل کمپ گذرانده ایم.

the campground was full of families enjoying their vacations.

محل کمپ پر از خانواده هایی بود که از تعطیلات خود لذت می بردند.

make sure to reserve a spot at the campground in advance.

حتماً از قبل برای محل کمپ یک جایگاه رزرو کنید.

the campground offers various activities for visitors.

محل کمپ فعالیت های مختلفی برای بازدیدکنندگان ارائه می دهد.

we set up our tent as soon as we arrived at the campground.

به محض رسیدن به محل کمپ چادر خود را برپا کردیم.

there was a beautiful lake near the campground.

یک دریاچه زیبا در نزدیکی محل کمپ وجود داشت.

the campground has facilities like showers and restrooms.

محل کمپ دارای امکاناتی مانند حمام و دستشویی است.

we enjoyed a campfire at the campground every night.

ما هر شب از آتش سوزی در محل کمپ لذت بردیم.

don't forget to pack your gear for the campground.

فراموش نکنید وسایل خود را برای محل کمپ جمع کنید.

the campground is a great place to connect with nature.

محل کمپ مکانی عالی برای ارتباط با طبیعت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید