canalization

[ایالات متحده]/ˌkænəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkænəliˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایجاد یا بهبود کانال‌ها. ; یک روش پزشکی برای ایجاد یک گذرگاه یا لوله در بدن.

عبارات و ترکیب‌ها

water canalization

کانالیزاسیون آب

canalization process

فرآیند کانالیزاسیون

canalization system

سیستم کانالیزاسیون

canalization strategy

استراتژی کانالیزاسیون

canalization model

مدل کانالیزاسیون

canalization effect

اثر کانالیزاسیون

canalization method

روش کانالیزاسیون

canalization approach

رویکرد کانالیزاسیون

canalization technique

تکنیک کانالیزاسیون

canalization study

مطالعه کانالیزاسیون

جملات نمونه

the canalization of the river improved the irrigation system.

کانالیزاسیون رودخانه باعث بهبود سیستم آبیاری شد.

canalization helps manage water flow in urban areas.

کانالیزاسیون به مدیریت جریان آب در مناطق شهری کمک می کند.

the project focused on the canalization of stormwater.

این پروژه بر کانالیزاسیون آب باران متمرکز بود.

effective canalization can reduce flooding risks.

کانالیزاسیون موثر می تواند خطر سیل را کاهش دهد.

canalization efforts have revitalized the local ecosystem.

تلاش های کانالیزاسیون اکوسیستم محلی را احیا کرده است.

they studied the canalization process of the river.

آنها فرآیند کانالیزاسیون رودخانه را مطالعه کردند.

the city's canalization project was completed ahead of schedule.

پروژه کانالیزاسیون شهر زودتر از موعد مقرر به پایان رسید.

canalization can enhance recreational opportunities in parks.

کانالیزاسیون می تواند فرصت های تفریحی در پارک ها را افزایش دهد.

proper canalization is crucial for environmental sustainability.

کانالیزاسیون مناسب برای پایداری محیط زیست بسیار مهم است.

the canalization of waterways is essential for navigation.

کانالیزاسیون آبراهه ها برای کشتیرانی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید