candidal

[ایالات متحده]/kænˈdɪd.əl/
[بریتانیا]/kanˈdɪ.dl̩/

ترجمه

adj. مربوط به یا ناشی از قارچ کاندیدا

عبارات و ترکیب‌ها

candidal infection

عفونت کاندیدا

candidal species

گونه‌های کاندیدا

candidal treatment

درمان کاندیدا

candidal overgrowth

افزایش بیش از حد کاندیدا

candidal colonization

جایگزینی کاندیدا

candidal vaginitis

واژینیتیس کاندیدا

candidal dermatitis

درماتیت کاندیدا

candidal esophagitis

اسوفاژیت کاندیدا

candidal pneumonia

پنومونی کاندیدا

candidal balanitis

بالانیت کاندیدا

جملات نمونه

candidal infections can affect various parts of the body.

عفونت‌های کاندیدا می‌توانند بخش‌های مختلف بدن را تحت تأثیر قرار دهند.

she was diagnosed with a candidal overgrowth.

تشخیص رشد بیش از حد کاندیدا در او تایید شد.

candidal species are often found in the human microbiome.

گونه‌های کاندیدا اغلب در میکروبیوم انسان یافت می‌شوند.

antibiotics can lead to candidal infections.

آنتی‌بیوتیک‌ها می‌توانند منجر به عفونت‌های کاندیدا شوند.

candidal vaginitis is a common condition among women.

واژینیت کاندیدا یک عارضه شایع در بین زنان است.

proper hygiene can help prevent candidal infections.

بهداشت مناسب می‌تواند به پیشگیری از عفونت‌های کاندیدا کمک کند.

patients with weakened immune systems are at risk for candidal infections.

بیماران با سیستم ایمنی ضعیف در معرض خطر ابتلا به عفونت‌های کاندیدا هستند.

candidal infections can cause itching and discomfort.

عفونت‌های کاندیدا می‌توانند باعث خارش و ناراحتی شوند.

treatment for candidal infections often includes antifungal medications.

درمان عفونت‌های کاندیدا اغلب شامل داروهای ضد قارچ است.

dietary changes may help reduce the risk of candidal overgrowth.

تغییرات رژیمی ممکن است به کاهش خطر رشد بیش از حد کاندیدا کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید