heavy cannonry
توپخانه سنگین
field cannonry
توپخانه میدانی
naval cannonry
توپخانه دریایی
mobile cannonry
توپخانه متحرک
artillery cannonry
توپخانه توپخانه
coastal cannonry
توپخانه ساحلی
light cannonry
توپخانه سبک
support cannonry
توپخانه پشتیبانی
defensive cannonry
توپخانه دفاعی
strategic cannonry
توپخانه استراتژیک
the cannonry was essential during the battle.
توپخانه در طول نبرد ضروری بود.
they upgraded the cannonry for better performance.
آنها توپخانه را برای عملکرد بهتر ارتقا دادند.
the cannonry displayed impressive firepower.
توپخانه قدرت آتش چشمگیری نشان داد.
historical records detail the use of cannonry.
سوابق تاریخی از کاربرد توپخانه جزئیات ارائه می دهند.
training in cannonry requires precision and skill.
آموزش در توپخانه نیاز به دقت و مهارت دارد.
the museum features an exhibit on cannonry.
موزه دارای نمایشگاهی در مورد توپخانه است.
advancements in cannonry changed warfare.
پیشرفت در توپخانه جنگ را تغییر داد.
they studied ancient cannonry techniques.
آنها تکنیک های باستانی توپخانه را مطالعه کردند.
the army invested in modern cannonry systems.
ارتش در سیستم های توپخانه مدرن سرمایه گذاری کرد.
cannonry played a key role in the siege.
توپخانه نقش کلیدی در محاصره داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید