canny

[ایالات متحده]/ˈkæni/
[بریتانیا]/ˈkæni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زیرک; فریبنده
adv. زیرکانه
n. زیرکی

عبارات و ترکیب‌ها

canny investment

سرمایه‌گذاری هوشمندانه

canny shopper

خریدار باهوش

جملات نمونه

She is known for her canny business sense.

او به خاطر ذکاوت و هوش تجاری خود شناخته شده است.

He made a canny decision to invest in that company.

او تصمیم زیرکانه ای برای سرمایه گذاری در آن شرکت گرفت.

A canny investor always looks for opportunities in the market.

یک سرمایه گذار زیرک همیشه به دنبال فرصت ها در بازار است.

Her canny negotiation skills helped her secure a good deal.

مهارت های مذاکره زیرکانه او به او کمک کرد تا یک معامله خوب به دست آورد.

The canny detective quickly solved the case.

مامور پلیس زیرک به سرعت پرونده را حل کرد.

He has a canny ability to anticipate his opponent's moves.

او توانایی پیش بینی حرکات حریف خود را به روشی زیرکانه دارد.

A canny shopper always looks for discounts and deals.

یک خریدار زیرک همیشه به دنبال تخفیف ها و معاملات است.

She has a canny way of getting what she wants.

او راهی زیرکانه برای به دست آوردن آنچه می خواهد دارد.

The canny politician knew how to appeal to voters.

سیاستمدان زیرک می دانستند چگونه رای دهندگان را جذب کنند.

With his canny wit, he always knows how to make people laugh.

با هوش زیرکانه اش، همیشه می داند چگونه مردم را بخنداند.

نمونه‌های واقعی

He is a canny strategist and master speechmaker.

او یک استراتژیست باهوش و سخنران برجسته است.

منبع: The Economist - Comprehensive

Here, though, Earth Networks has been canny.

با این حال، شبکه زمین به طرز باهوشانه ای عمل کرده است.

منبع: The Economist - Technology

And finally, the adjective canny means clever and quick-thinking.

و در نهایت، صفت 'canny' به معنای باهوش و سریع اندیشیدن است.

منبع: 6 Minute English

Defenestrator has proved to be a canny piece of quarry.

Defenestrator ثابت کرده است که یک قطعه باهوش است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

But a determined state-and some canny lawyers-could keep the golden passport trade going.

اما یک کشور مصمم و برخی از وکلا باهوش می توانستند تجارت پاسپورت طلایی را ادامه دهند.

منبع: The Economist (Summary)

The canny politician would soon persuade Monet to extend the gift to eight panels by appealing to his ego.

سیاستمدن باهوش به زودی مونه را متقاعد کرد تا با توسل به غرور او، هدیه را به هشت پنل گسترش دهد.

منبع: Secrets of Masterpieces

In the '90s, we got a bit canny.

در دهه 90، کمی باهوش شدیم.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

" Canny" means " smart" . He's a canny mon.

منبع: Engvid-Jade Course Collection

This is gonna require a very, very canny business manager.

این نیاز به یک مدیر کسب و کار بسیار باهوش دارد.

منبع: Financial Times Podcast

But he always put them off, like a canny North-countryman as he was.

اما او همیشه آنها را به تعویق می انداخت، مانند یک مرد شمالی باهوش که بود.

منبع: Water Child

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید