canons

[ایالات متحده]/ˈkænənz/
[بریتانیا]/ˈkænən z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آثار واقعی یک نویسنده خاص. ; متون یا متون کاننیکال. ; کشیشی که در یک کاتدرال خدمت می‌کند. ; قواعد یا اصول عمومی.

عبارات و ترکیب‌ها

moral canons

قوانین اخلاقی

artistic canons

قوانین هنری

literary canons

قوانین ادبی

cultural canons

قوانین فرهنگی

religious canons

قوانین مذهبی

academic canons

قوانین دانشگاهی

historical canons

قوانین تاریخی

ethical canons

قوانین اخلاقی

political canons

قوانین سیاسی

social canons

قوانین اجتماعی

جملات نمونه

the canons of literature often guide our understanding of storytelling.

قوانین ادبیات اغلب درک ما از داستان‌گویی را راهنمایی می‌کنند.

many artists challenge the canons of traditional art.

بسیاری از هنرمندان قوانین هنر سنتی را به چالش می‌کشند.

religious canons can vary significantly between different faiths.

قوانین مذهبی می‌توانند به طور قابل توجهی بین ادیان مختلف متفاوت باشند.

the canons of ethics influence our moral decisions.

قوانین اخلاق بر تصمیمات اخلاقی ما تأثیر می‌گذارند.

understanding the canons of design can improve your creativity.

درک قوانین طراحی می‌تواند خلاقیت شما را بهبود بخشد.

scholars debate the canons of historical texts.

محققان در مورد قوانین متون تاریخی بحث می‌کنند.

canons of beauty differ across cultures and eras.

قوانین زیبایی در سراسر فرهنگ‌ها و دوران‌ها متفاوت است.

he questioned the canons of modern philosophy.

او قوانین فلسفه مدرن را زیر سوال برد.

canons of journalism emphasize the importance of truth.

قوانین روزنامه‌نگاری بر اهمیت حقیقت تاکید دارند.

she studied the canons of classical music to enhance her performance.

او قوانین موسیقی کلاسیک را برای بهبود عملکرد خود مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید