canvassed opinions
جمعآوری نظرات
canvassed support
جمعآوری حمایت
canvassed votes
جمعآوری آرا
canvassed feedback
جمعآوری بازخورد
canvassed ideas
جمعآوری ایدهها
canvassed views
جمعآوری دیدگاهها
canvassed questions
جمعآوری سوالات
canvassed options
جمعآوری گزینهها
canvassed concerns
جمعآوری نگرانیها
canvassed suggestions
جمعآوری پیشنهادات
the team canvassed the neighborhood for support.
تیم محله را برای کسب حمایت جستجو کرد.
she canvassed opinions from her colleagues before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری، نظرات همکاران خود را جویا شد.
the candidates canvassed voters ahead of the election.
نامزدها قبل از انتخابات رایدهندگان را مورد بررسی قرار دادند.
he canvassed the area to find out about local issues.
او منطقه را برای اطلاع از مسائل محلی مورد بررسی قرار داد.
they canvassed for donations to support the charity.
آنها برای حمایت از خیریه، برای اهدای پول درخواست کردند.
the organization canvassed the public for feedback on the new policy.
سازمان برای دریافت بازخورد در مورد سیاست جدید، مردم را مورد بررسی قرار داد.
before launching the product, the company canvassed consumer preferences.
قبل از راه اندازی محصول، شرکت ترجیحات مصرف کنندگان را مورد بررسی قرار داد.
volunteers canvassed the city to raise awareness about the issue.
داوطلبان برای افزایش آگاهی در مورد این موضوع، شهر را مورد بررسی قرار دادند.
the survey canvassed a diverse group of participants.
نظرسنجی گروه متنوعی از شرکت کنندگان را مورد بررسی قرار داد.
she canvassed her friends to see who would attend the event.
او از دوستان خود پرسید تا ببیند چه کسانی در این رویداد شرکت خواهند کرد.
canvassed opinions
جمعآوری نظرات
canvassed support
جمعآوری حمایت
canvassed votes
جمعآوری آرا
canvassed feedback
جمعآوری بازخورد
canvassed ideas
جمعآوری ایدهها
canvassed views
جمعآوری دیدگاهها
canvassed questions
جمعآوری سوالات
canvassed options
جمعآوری گزینهها
canvassed concerns
جمعآوری نگرانیها
canvassed suggestions
جمعآوری پیشنهادات
the team canvassed the neighborhood for support.
تیم محله را برای کسب حمایت جستجو کرد.
she canvassed opinions from her colleagues before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری، نظرات همکاران خود را جویا شد.
the candidates canvassed voters ahead of the election.
نامزدها قبل از انتخابات رایدهندگان را مورد بررسی قرار دادند.
he canvassed the area to find out about local issues.
او منطقه را برای اطلاع از مسائل محلی مورد بررسی قرار داد.
they canvassed for donations to support the charity.
آنها برای حمایت از خیریه، برای اهدای پول درخواست کردند.
the organization canvassed the public for feedback on the new policy.
سازمان برای دریافت بازخورد در مورد سیاست جدید، مردم را مورد بررسی قرار داد.
before launching the product, the company canvassed consumer preferences.
قبل از راه اندازی محصول، شرکت ترجیحات مصرف کنندگان را مورد بررسی قرار داد.
volunteers canvassed the city to raise awareness about the issue.
داوطلبان برای افزایش آگاهی در مورد این موضوع، شهر را مورد بررسی قرار دادند.
the survey canvassed a diverse group of participants.
نظرسنجی گروه متنوعی از شرکت کنندگان را مورد بررسی قرار داد.
she canvassed her friends to see who would attend the event.
او از دوستان خود پرسید تا ببیند چه کسانی در این رویداد شرکت خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید