questioned

[ایالات متحده]/ˈkwɛstʃənd/
[بریتانیا]/ˈkwɛstʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از کسی سوال کردن؛ ابراز شک درباره چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

questioned authority

بررسی قدرت

questioned motives

بررسی انگیزه ها

questioned decisions

بررسی تصمیمات

questioned validity

بررسی اعتبار

questioned practices

بررسی روش ها

questioned policies

بررسی سیاست ها

questioned results

بررسی نتایج

questioned beliefs

بررسی باورها

questioned actions

بررسی اقدامات

questioned statements

بررسی اظهارات

جملات نمونه

she questioned the validity of the research findings.

او صحت یافته‌های تحقیق را زیر سوال برد.

the teacher questioned the students about their homework.

معلم از دانش‌آموزان درباره تکالیفشان سوال کرد.

he questioned whether the decision was the right one.

او این را زیر سوال برد که آیا این تصمیم درست بود یا خیر.

the detective questioned the suspect for hours.

مامور پلیس مظنون را ساعت‌ها بازجویی کرد.

they questioned the policy changes during the meeting.

آنها تغییرات سیاست را در طول جلسه زیر سوال بردند.

she questioned his motives for helping her.

او انگیزه او برای کمک به او را زیر سوال برد.

many people questioned the effectiveness of the new law.

بسیاری از مردم اثربخشی قانون جدید را زیر سوال بردند.

he was questioned by the police about the incident.

او توسط پلیس در مورد حادثه بازجویی شد.

she questioned the assumptions behind the argument.

او فرضیات پشت در پشت استدلال را زیر سوال برد.

during the interview, he questioned her experience.

در طول مصاحبه، او از تجربه او سوال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید